پرشین ایس | فال روزانه امروز , جوک

حرف های صریح این روزهای پرویز پرستویی

پرویز پرستویی بی تردید یکی از شاخص ترین چهره های تاریخ سینمای ایران است. اما او بیش از یک سال است که در هیچ فیلمی حاضر نشده و شایعات بسیاری هم حواشی این کم کاری اش شکل گرفته است. هر چند این روزها قرار است در مقابل دوربین محمد مهدی عسگرپور حاضر شود.

پرستویی به تازگی گفت و گوی مفصلی با خبرگزاری خبر آنلاین انجام داده که گزیه ای از قسمت های تازه و جالب این گفت و گو را می توانید در ادامه بخوانید:

– من از فیلم «بیست» به بعد، سه فیلم کار کرده ام. فیلم «۱۳۵۹» را که آقای سالور پیشنهاد کرد نشستیم و با هم درباره اش حرف زدیم. خدا شاهد است فقط به خاطر آن جمله ای که به من گفت: «مادرم سر سجاده برای این فیلم دعا می کند.» قبول کردم در فیلم باشم. خب من که فیلمنامه نویس نیستم، اما آن فیلمنامه را ۹ بار بازنویسی کردیم. قرارمان با آقای سالور این نبود که نتیجه کار اینچنین شود.
این فیلم سوژه خیلی بکری داشت که به اعتقاد من و خیلی از آدم های شناخته شده اهل سینما، اصلا یک سوژه بین المللی بود ولی واقعیتش سوژه حرام شد. آن اتفاقی که باید می افتاد، نیفتاد. من به عنوان بازیگر تمام تلاشم را کردم تا به فیلم ادای دین کنم، ولی آن چیزی که دلمان می خواست، نشد.
– در ماجرای تجمعی که مقابل وزارت ارشاد صورت گرفت، آقای سجادپور ایستاده بود پشت شیشه و تجمع انصار حزب الله را نگاه می کرد. آقا مگر شما با این عزیزان هم کیش و هم سجاده نیستید؟ پس چرا ساکتید؟ اگر فکر می کنید تصمیمتان بر حق بوده و به آن اعتقاد دارید، پای حق و اعتقادتان بایستید.

شما آقای سجادپور یک آدم فرهنگی هستید، پس جرات داشته باشید، بروید پایین به آن برادر انصار بگویید، برادر عزیز، دو دوتا می شود چهارتا. سینما هم این است، تصویر و ایجاز. این هنر چنین شرایطی دارد و باید هم داشته باشد

اما شما به جای این کارها می روی پشت شیشه می ایستی و حتی شهامت و جرأت این را نداری که بیایی پایین و با این آدم ها نماز بخوانی. خب با این وضعیت چه ثباتی در سینما هست که من بروم فیلم بازی کنم؟

 

ادامه مطلب . . .


برچسب ها :

حراج لباس‌های یک خانم بازیگر مشهور به نفع کودکان خیابانی + عکس

المیرا مددی، برگزار کننده این بازارچه که خانه شخصی خود را در اختیار اجرای این طرح قرار داده است، می‌گوید: همیشه رویای من این بوده است که برای بچه‌ها یک حرکتی انجام دهم و به نظرم رسید که کودکان کار و خیابان، بهترین‌ها هستند برای حمایت. به همین دلیل با همکاری انجمن حامیان کودکان کار و خیابان، تلاش کردم که این بازارچه فروش هنرهای سنتی و صنایع دستی راه‌اندازی شود.
81

 

ادامه مطلب . . .


برچسب ها :



عکس:امین زندگانی از زندگی وحاشیه‌های خبر نامزدیش می گوید

شهریور امسال ۴۰ساله شده است و نمی شود این عبارت که «حالا پخته تر، شده» را درمورد او به کار برد. چرا که انقلاب اسلامی و سال های جنگ او و هم نسلانش را در کودکی پخته و بزرگ کرده.

پدرش سیاوش زندگانی از اساتید موسیقی ایران است و به گفته خودش موسیقی هم در «خون» شان است و هم در «خونه» شان! با این اوصاف اما امین زندگانی از شاخه های گوناگون هنر، تئاتر را برگزید و هیچ علاقه ای به موسیقی نشان نداد.

214649_2

هرچند که او هم مثل خیلی از ما قرار بود «دکتر» شود! یعنی خانواده اش این طور می خواستند و او مسیر زندگی خود را طور دیگری انتخاب کرد. نگاه خاص امین به زندگی البته تنها به انتخاب رشته تحصیلی و حرفه اش مختص نمی شود چرا که او به طور کلی دیدگاههای خاص خود را دارد. درباره حرفه اش، فرمولی که برای انتخاب نقش ها دارد، ازدواج، پدرشدن و به طور کلی زندگانی اش از نگاهی کامًلا متفاوت با نگاه بیشتر ما برخوردار است.

 

ادامه مطلب . . .


برچسب ها :



«بازیگرم» اما نه شاسی‌بلند دارم، نه خونه بزرگ!

«مهران احمدی» بسیار گزیده کار می‌کند و به گفته خودش تا جایی‌که بتواند و به لحاظ اقتصادی در تنگنا قرار نگیرد همینطور گزیده کار خواهد بود. کار کردن در فیلم‌های اجتماعی را دوست دارد، معضلات اجتماعی را دغدغه خود می‌داند. آنچه در ادامه می‌خوانید خلاصه‌ای از گفت‌وگوی احمدی است:

145

مگر می‌شود که فردی کارش در هنر را دیر شروع کند و زود هم گل کند وچهره شود؟

از سال ۶۸ شروع به بازی در تئاتر کردم و در دانشگاه نیز رشته بازیگری را خواندم. معتقدم باید این حرفه را پله پله جلو رفت. اینطور نیست که بگوییم مهران احمدی در ۳۴ سالگی وارد بازیگری شده و در ۴۰ سالگی گل کرد. در این بیست و اندی سال کار بازیگری همیشه به این قائل بودم که در عرصه هنر نباید توقع داشت یک فرد در یک مدت کوتاه شکوفا شود. مطمئنا زحمت یک بازیگر در رشد او تاثیر دارد. از همان ۱۰ سالگی کار تئاتر را به صورت جدی آغاز کرد و معتقدم که تماشاچی‌های تئاتر خاص‌تر هستند.

بعد از ساخت «یک خانواده محترم»، فیلم را به‌طور کامل ندیدم و در آن موقع که فیلم ضبط شد مشکلی برای اکران نداشت مگر آنکه بعدها به فیلم بخش‌هایی اضافه شود. هیچ‌گاه اهل سیاست نبودم،دغدغه من همیشه مشکلات و معضلات اجتماعی بوده و هست و دوست دارم در این حوزه کار کنم.

من به سختی کار کردم و وارد دانشگاه شدم، در رستوران کار می‌کردم و درس می‌خواندم. معتقدم عجیب نیست که یک شاگرد صافکار بعد از ۲۵ سال خود یک صافکار ماهر شود. معتقدم که بازیگر باید صاحب اندیشه باشد، مگر می‌شود در عرصه هنر کار کرد و اندیشه نداشت و باری به هر جهت بازیگری را طی کرد؟ متاسفانه عده‌ای سینما و هنر را محل کسب درآمد می‌دانند، هنگامی که هنر را به عنوان محل کسب درآمد انتخاب کنیم و قائل به انتخاب متن نباشیم مطمئنا نمی‌توانیم موفق باشیم. برخی بازیگری را محل اسکناس درآوردن می‌دانند اما باید بدانیم عرصه هنر شغل نیست، عرصه اندیشه است.بازی در فیلم باید تاثیر خود را در من بازیگر، خانواده و جامعه داشته باشد. کوتاهی و بلندی نقش مهم نیست، مهم این است که مخاطب نقش را باور کند و رویش تاثیر بگذاری.

شاسی بلند سوار نمی‌شم، خانه بزرگ نخریدم، البته به اینها هم افتخار نمی‌کنم، چرا که دوست دارم شاسی بلند سوار شم اما ترجیح می‌دهم گزیده کار کنم و تصمیم ندارم از این نوع کار دست بردارم. با این حال نمی‌توان باز هم مطلق حرف زد اما تلاشم را می‌کنم. سعی می‌کنم مطلق حرف نزنم اما فعلا چیزهای دیگری برای من مهم است.

به‌طور مثال در حال حاضر اگر سینمای جنگ را به من پیشنهاد دهند قبول نمی‌کنم با اینکه جنگ را دیده‌ام اما دوست دارم اجتماعی کار کنم. من به عنوان مهران احمدی دغدغه‌ام مسائل اجتماعی روز است، معضلات و مشکلات را می‌بینم و با پوست و خون حس می‌کنم و همین حس است که باعث می‌شود قابل باور بازی کنم و برای تماشاگر قابل باور باشم. مثلا اگر بگویند نقش پلیس را بازی کن این کار را نخواهم کرد. هیچ‌گاه نقش‌های مشابه را بازی نکرده‌ام و سعی کردم در هر نقشی نیز متفاوت باشم. معتقدم که به تعداد آدم‌های اجتماع می‌توان نقش آفرید و بازی کرد.

برای بازی در هر نقشی ملاکی دارم و قبل از تولید خودم به شخصه پیش تولید را آغاز می‌کنم.در بسیاری مواقع دیده‌ام بازیگر نقش را قبول می‌کند،قرارداد را امضا کرده و منتظر می‌ماند تا زمان فیلم‌برداری برسد و جلوی دوربین برود. اتفاقا برای من ۲۵ روز اول بسیار مهم است چرا که نقش را که قبول می‌کنم به خیابان می‌روم و شروع به تمرین می‌کنم. با آدم‌هایی که قرار است نقششان را بازی کنم، راه می‌روم، حرف می‌زنم و زندگی می‌کنم. سعی می‌کنم شخصیت‌ها را بفهمم. مگر می‌شود تمرین نکرد؟ سعی می‌کنم خصوصیات نقش در فیلم‌نامه را حس کنم و با ‌فیزیک و روابط درونی شخصیت ارتباط برقرار کنم.

اولین شرط کار هنر استعداد است، مگر می‌شود صدای بد داشت و خواننده شد. باید در عرصه هنر فوق‌العاده باشی که دیده شوی و تاثیر بگذاری.آدم معمولی و حتی بالاتر بدون استعداد کاری نمی‌تواند انجام دهد، چه بسا آدم‌های فوق‌العاده‌ای هستند که وقتی کم‌کاری می‌کنند آدم معمولی می‌شوند. دراین میان آدم فوق‌العاده هم باید زحمت بکشد وگرنه تحلیل می‌رود.

اعتقادی به بازیگردان ندارم من همیشه در سینمایی کار می‌کنم که حاصل هم اندیشی گروه است یعنی یک عده انسان گردهم آمده و با هم تبادل نظر می‌کنند، همانطور که برایم نقش خانم بهرام حساسیت دارد و برای او نیز نقش من حساسیت دارد و برای کارگردان نقش هر دو حساسیت دارد. همین حساسیت‌ها در بازی‌ها تاثیر می‌گذارد. همیشه در جلسات تمرین و تحلیل به نتایجی می‌رسیم که شاید در متن اولیه نیز وجود نداشته،معتقدم که روابط حس می‌آورد، دیالوگ و بازی می‌آورد واین باعث می‌شود که فیلم خوب می‌شود.

در حال حاضر بازیگران ما همه تاثیرگذار نیستند، در تمام دنیا اینگونه است، در دنیا اگر قرار است پنج یا ۱۰ بازیگر مهم باشند بقیه نیز در دنیای بازیگری هستند اما تاثیرگذار نیستند و بازی خود را دارند. یک بازیگر شاخص، صاحب سبک می‌شود. در ایران نیز از ابتدا اینگونه بود؛ در تاریخ سینمای ایران می‌توانیم‌۱۰ نفر نام ببریم، واقعیت این است که تنها عده‌ای ماندگار می‌شوند مانند مهدی هاشمی و پرویز‌پرستویی بقیه بازیگران هم می‌مانند اما ماندگار نمی‌شوند.به قول حاتمی در سوته دلان، همه می‌خوانند یکی می‌شود قمر.

این روزها تئاتر را مهم نمی‌دانند، چند ماه تئاتر کار می‌کنیم بعد نه ‌می‌گذارند جایی را اجاره کنیم و نه پولی می‌دهند و تمام زحمات هدر می‌رود اما در سینما حداقل دستمزد را می‌گیری، درست است که تهیه کننده ضرر می‌کند اما در تئاتر اعضای گروه با هم ضرر می‌کنند. با این حال معتقدم که بازی در تئاتر سخت است چرا که وقتی می‌خواهی تئاتر بازی کنی باید متوجه نقش باشی همه هم و غم و انرژی خود را بگذاری و کار دیگر نمی‌توانی انجام دهی.امسال نزدیک به ۱۰ کار تئاتر پیشنهاد داشتم و خیلی دوست دارم اما به نتیجه رسیدم که نباید کار کرد.دیگر تئاترهایی که اجرا می‌شوند خنثی شده‌اند، حرفی برای گفتن ندارند و من نیز دوست ندارم کاری کنم.

 

ادامه مطلب . . .


برچسب ها :



اندیشه فولادوند یک دهه شصتی تمام عیار

ویژگی که باعث می شود خیلی خوشرو و مودب (ادب پررنگی که از تعداد کمی از بازیگران جوان سراغ داریم) دو ساعت مانده به روی صحنه رفتنش برای قرار گفت و گو بیاید. برای جواب هر سوال کلمات را با دقت انتخاب کند و پشت هم بچیند و مصاحبه اش را ۶ صبح بعد از اینکه یک شب تا صبح را برای روتوش نهایی آلبوم تازه اش در استودیو گذرانده، دو ساعتی ویرایش کند.
اندیشه فولادوند یک دهه شصتی تمام عیار است که جلوی دوربین سینما می ایستد، بازیگر سریال تلویزیونی می شود، روی صحنه تئاتر می رود، ترانه ماندگاری مثل «سیم آخر» را به زمزمه دهه شصتی ها تبدیل می کند، آلبوم دکلمه شعرش را رونمایی می کند،
خواندن فسلفه را در دانشگاه های یونان نیمه کاره رها می کند و چون دلتنگ ایران است، برمی گردد و تلخ ترین و تندترین حرف هایش را در شعرهایش می گوید. شعرهایی که از سر دردند و انسش با ادبیات.

با اندیشه فولادوند که در سربازهای جمعه و سن پترزبورگ دو وجه متفاوت و عجیب از توان بازیگریش را نشان داده، درباره همه اینها حرف زدیم. درباره سینمایش، شاعری اش و جهان بینی اش که او را به یک دهه شصتی غیرمعمولی تبدیل کرده.

حافظه سینمایی ما تصویرهای کمی از اندیشه فولادوند سراغ دارد. اگر سن پترزبورگ را بازی نمی کردید، برجسته ترین تصویر اغلب ما از شما، همان «نقره» سربازهای جمعه بود. اینها یعنی شما بازیگر کم کاری هستید؟
– من هشت سالی است که وارد سینما شده ام. از ۱۳۸۳ با سربازهای جمعه و تا به امروز ۱۱ فیلم بازی کرده ام. اندوه بزرگ این است که مساله اکران های پراکنده، گریبانگیر همه بخش های سینماست. من هم بعد از فیلم سربازهای جمعه سه فیلم «ستاره بود»، «ستاره است» و «ستاره می شود» را با آقای جیرانی کار کردم که متاسفانه یکی از آن سه فیلم خیلی محدود اکران شد و دوتای دیگر اکران نشدند.
تقریبا با همه کارگردان هایی که می پسندیدم و دوست داشتم از جمله مسعود کیمیایی، ابراهیم فروزش، فریدون جیرانی، رسول صدر عاملی، سعید سهیلی و بهروز افخمی کار کردم. محبوبترین فیلم برای خودم «سنگ اول» آقای فروزش است که براساس داستانی از آقای هوشنگ مرادی کرمانی ساخته شد که متاسفانه فقط در جشنواره فجر اکران شد و تا به امروز به اکران عموم نرسیده است.
با این تفاسیر اکثر فیلم هایتان اکران نشده؛ انگار بازیگر بدشانسی بودید!

– به هر حال در زندگی جبرهایی وجود دارد و اختیاراتی. این ماییم که دست به انتخاب می زنیم. من خیلی راحت می توانستم در این هشت سال به جای ۱۱ فیلم در ۵۰ فیلم بازی کنم و همه شان هم اکران شود. مساله جنس انتخاب هایی است که آدم می کند.
فکر می کنم طبیعت انتخاب هایی که کردمبا ذائقه خودم همخوان بود اما فیلم هایی بودند که اکرانشان به دست انداز می خورد. اتفاقا خیلی خوشحال هستم و امیدوارم همچنان شرایطی پیش بیاید که بتوانم تجربه های گونه گون داشته باشم. گرچه اکران شدن یک اثر من را به عنوان آکتور و گروه سازنده اثر خوشحال می کند اما به نظرم آن چیزی که حائز اهمیت است ماندگاری یک اثر است.

 

ادامه مطلب . . .


برچسب ها :



عظیم ترین پیکره نوری جهان

پل سانفرانسیسکو قرار است توسط نورپزداز معروف  Leo Villareal تزیین شود . این پروژه عظیم نزدیک ۳ کیلومتر طول و ۱۵۰ متر ارتفاع دارد و از ۲۵ هزار LED سفید خود برنامه ریزی شده استفاده خواهد شد .

این پروژه بسیار عظیم است و از آن به عنوان الهام بخش ترین صحنه ای که باید در سال ۲۰۱۳ دید نام برده می شود . این لامپ ها قرار است به مدت ۲ سال این پل را از غروب تا نیمه شب روشن کنند . این نورپردازی حدود ۲ ماه دیگر افتتاح می شود .

1

2

4

 

ادامه مطلب . . .


برچسب ها :



جشن تولد خواننده مشهور !

۲ فوریه،روز موش خرما،تولد شکیرا بود.بله او دیروز ۳۶ ساله شد…. ۳۶ یا ۲۶؟؟؟؟
باورش سخته،اما شکیرا ایزابل مبارک ریپول،فقط با اسم کوچکش در تمام دنیا شناخته شد.او برای اولین بار درکلمبیا و آمریکا ی لاتین در سال ۱۹۹۰ ظاهر شد.

images

از آن زمان به بعد،او به عنوان خواننده و ترانه سرا،تهیه کننده،طراح و مدل موفقیت های بزرگی را کسب نمود.او پسرش را در ژانویه به دنیا آورد.

او و جرارد پیکه، فوتبالیت مشهور،برای اولین بار پدر و مادر شدند،انتظار می رود که پسر کوچک آن ها، میلان، برخی از ژن های شگفت انگیز این دو را داشته باشد.

 

ادامه مطلب . . .


برچسب ها :



زیباترین مجری دنیا ؛ من فرزند کوروشم

میترا طاهری مجری شبکه LCI فرانسه که به عنوان زیباترین مجری دنیا شناخته شد در پاسخ به پرسش خبرنگار فرانسوی که چرا جواب رد به شاهزاده های عرب و شیوخ آنها و پسران سرشناس فرانسوی در مقابل در خواست آنان برای ازدواج داده ای، گفت: من با اینکه فقط یک بار در ۳ سالگی به همراه پدر و مادرم به ایران سفر کردم ولی خود را فرزند کوروش و از نسل پاک آریایی می دانم و فرزندانم نیز باید آریایی باشند.

Mitra

 

ادامه مطلب . . .


برچسب ها :