پرشین ایس | فال روزانه امروز , جوک

انتقاد جالب مریم امیر جلالی از فیلمنامه سریال “اولین انتخاب”

y4jqiu2h4rxper99if1w

به گزارش شبکه ایران مریم امیرجلالی بازیگر زنی که در سالهای اخیر به تیپی ثابت در سریالهای طنز روتین بدل شده در تازه ترین گفتگویش با نژلا پیکانیان در «جمهوریت» نکات جالبی را درباره فعالیتهای موسیقایی اش و البته سریال تازه اش «اولین انتخاب» بیان کرده است. متن کامل گفته های وی را در ادامه می خوانید:

بی اخلاقی ها دلزده ام کرده

سال ۸۴ با گروه چهل دف بانوان چند کنسرت در فرهنگسرای ارسباران و چند جای دیگر برگزار کردیم، من به همراه دو خانم و سه آقا با هم همخوانی می کردیم و به تنهایی نمی خواندیم. کنسرت هم برای خانم ها و هم آقایان اجرا شد. شاید بعضی ها وقتی حرف های من را می خوانند ناراحت شوند اما من واقعیت ها که حرف دلم است را می گویم، متاسفانه کسی برگزار کننده این کنسرت بود یک مقدار بی اخلاقی داشت و همین باعث شد من کلا از این ماجرا فاصله بگیرم چون واقعا دلزده شده بودم. دیگر سراغ برگزاری کنسرت نرفتم تا سال گذشته که با آقای عرفان گنجه ای که سرپرست ارکستر گروه «بیان» بودند صحبتی راجع به برگزاری مجدد کنسرت داشتیم. ایشان گفتند اگر من تمایل داشته باشم با گروه آنها همکاری داشته باشم استقبال می کنند و کارهای مجوز و این ماجراها را هم خودشان پیگیری می کنند. از همان موقع حدود سه ماه با گروه «بیان» تمرین ها را شروع کردیم و مجوز اجرا درتهران و شهرستان ها را از وزارت ارشاد گرفتیم. در نهایت هم ۲۳ و ۲۴ شهریور ماه در تالار وحدت به روی صحنه رفتیم. استقبال مردم از این کنسرت بی نظیر بود و باعث خوشحالی و افتخار همه ما شد. در این اجرا من به همراه آقای شیخ به روی صحنه رفتم، ایشان آوازها را می خواندند و تصنیف ها را هم به اتفاق همخوانی می کردیم.

بعضی‌ها سلیقه ای تصمیم می گیرند

با توجه به استقبالی که مردم از برنامه های ما داشتند مدتی است که تصمیم گرفته ایم سی دی تصویری این کنسرت را به بازار ارائه دهیم اما متاسفانه مشکلات مالی که بر سر راهمان قرار دارد باعث شده تا به حال نتوانیم این کار را به سرانجام برسانیم. علاوه بر این برای اجرای برنامه در شهرستان ها هم برنامه ریزی هایی کرده بودیم اما فکر نمی کنم شرایط مناسبی فراهم باشد. من چندی پیش برای یک مسئله کاری به اراک سفر کرده بودم و در آنجا مسئولین هتل امیرکبیر خودشان از من درخواست کردند که با گروه آنجا کنسرت برگزار کنیم. من این موضوع را با دوستان در میان گذاشتم، آنها موافقت کردند و قرار شد پیگیر کارهای مجوز باشند اما متاسفانه به ما جوابی ندادند و با پیگیری هایی که کردیم گفتند وزارت ارشاد اراک قبول نکرده و مجوز نداده. برای من جای سوال است که چرا قوانین به صورت یکسان اجرا نمی شود، مگر ارشاد تهران با اراک، شیراز یا اصفهان فرق می کند؟! قوانین یکی نیست یا با این مسائل سلیقه ای برخورد می شود!

بازیگری را دوست ندارم

من عاشق موسیقی هستم و اینقدر که به این حرفه علاقه دارم بازیگری را دوست ندارم. اما موسیقی را با جان و دل دوست دارم و برایش زحمت کشیدم. من ۵ سال شاگرد خانم پریسا بودم و با عشق موسیقی و آواز را یاد گرفتم. من هیچ وقت به بازیگری علاقه مند نبودم و چون از من خواسته شد جلوی دوربین آمدم. حتی بار اولی که پیشنهاد شد قبول نکردم اما در ادامه این اتفاق افتاد. اولین کارم هم سریال «زیر گنبد کبود» آقای بهمن زرین پور بود که دوستانه از من تقاضا شد و من هم بازی کردم. یادم می آید کلاس پنجم یا ششم بودم که به موسیقی و خوانندگی علاقه مند شدم. آن موقع وقتی ورزش داشتیم و گاهی اوقات هوار مساعد نبود در کلاس جمع می شدیم و من برای همکلاسی هایم می خواندم. همیشه هم سبک های فاخر و سنگین را دوست داشتم. اما بعد از اینکه ازدواج کردم در کلاس آواز شرکت کردم. همسرم مخالفی نداشت اما وقتی بچه دار شدم دیگر فرصت نکردم این کار را ادامه دهم.

 

صدای ارثی من

از همان ابتدا که دوره دیدم هیچ وقت به فکر کنسرت برگزار نکردن یا مطرح کردن خودم نبودم. دوست داشتم موسیقی را یاد بگیرم تا وقتی یک قطعه موسیقی گوش می کنم بدانم در چه دستگاهی است. بیشتر دوست داشتم سواد موسیقی ام را بالا ببرم و اطلاعات بیشتری در این زمینه کسب کنم. البته من اگر صدایی هم دارم از خانواده ام به ارث بردم، پدر و مادر من صدای بسیار زیبایی داشتند.

دخترم سنتور می نوازد

سال ۸۴ که اولین کنسرتم را برگزار کردم دخترم هم در آن گروه سنتور نواخت، در واقع تکنوازی کرد. هم پیش اساتید بزرگی این ساز را آموخته بود و خودش هم تعلیم می داد. اما بعد از اینکه بچه دار شد دیگر نتوانست ادامه بدهد. من خودم هم خیلی علاقه داشتم نواختن یک ساز را یاد بگیرم اما متاسفانه تعصباتی که آن زمان وجود داشت به من این اجازه را نداد. پدرم من اصلا موافق این ماجراها نبود و هرگز به ما اجازه نمی داد ساز بزنیم. اما خودم عاشق سه تار بودم و دوست داشتم برای خودم هم که شده بنوازم.

به هنر و سنت اهمیت بدهند

امیدوارم مسئولین جدید فرهنگ و هنر که تازه به سمت هایشان منصوب شدند شرایط مناسبی را برای همه هنرمندان فراهم کنند و به هنر و سنت این مملکت اهمیت دهند. البته ما خودمان هم خواهان شرایط اخلاقی هستیم و دوست نداریم هیچ مسئله ای خارج از قانون و اخلاق رخ بدهد. همه هنرمندان ایرانی دوست دارند در کشور خودشان و برای این مملکت کار کنند. من خودم هیچ وقت دوست نداشتم در خارج از ایران فعالیتی داشته باشم.

فیلمنامه ناتمام معضل است

بازی من در سریال «اولین انتخاب» که این روزها در حال پخش است به تازگی به پایان رسیده. از اسفند ماه سال گذشته مشغول بازی در این مجموعه بودم و حدود ۲۵ روز است کارم تمام شده. راستش من از پشت صحنه این سریال بیشتر از جلوی دوربین رضایت داشتم چون بچه ها با هم صمیمی و هم دل بودند. دلیل نارضایتی ام هم تکمیل نبودن فیلمنامه این کار بود. معمولا وقتی فیلمنامه یک فیلم یا سریال کامل نشده باشد هر کس هر طور که بخواهد از خودش بازی ارائه می دهد تا کار خدای ناکرده بیننده اش را از دست ندهد همه اعضای این گروه هم واقعا تلاششان را کردند اما معضل کامل نبودن فیلمنامه وجود داشت. اگر فیلمنامه کامل بود من و بقیه بازیگران می توانستیم روی آن بیشتر کار کنیم چون در واقع پشتمان به متن محکم بود. من نظر خودم را می گویم اما کاری که فیلمنامه اش تکمیل نباشد و متن هفته به هفته یا روز به روز به دست بازیگران برسد آن استحکامی که باید را نخواهد داشت. من همین الان که سریال را نگاه می کنم نمی دانم چه اتفاقی قرار است بیفتد و ماجراها چطور پیش می رود. اما از طرف دیگر من خوشحالم که مردم این کار را دوست دارند و این سریال را دنبال می کنند. حتی من از خارج از کشور هم پیام های زیادی داشتم که مردم این سریال را می بینند و دوست داشتند.

لطفا مسئولیت پذیر باشید

درست است که متن، فیلمنامه، کارگردان و گروهی که قرار است با آنها در پروژه ای همکاری داشته باشم برایم اهمیت دارند و در انتخاب هایم حتما به آنها توجه می کنم اما من رکن اصلی یک کار را دلگرمی اعضای گروه و مسئولیت کاری آنها می دانم. اما متاسفانه این مسئولیت گرفته شده یا شاید بهتر باشد بگویم به فراموشی سپرده شده چون هیچ کس در جایگاه خودش نیست. این اتفاق نه فقط در تلویزیون بلکه به نظرم در عرصه های دیگر، مثل سینما، تئاتر و موسیقی هم می افتد. وقتی هر کس در هر جایگاهی که قرار دارد احساس مسئولیت داشته باشد صد در صد کارها مثبت است و خوب پیش می روند اما اگر مسئولیت نباشد و به قول معروف کار باری به هر جهت انجام شود نتیجه همین کارهایی می شود که این روزها در سینما و تلویزیون به وفور می بینیم. سابق بر این روی فیلمنامه تمرکز زیادی می کردند و انتخاب کارگردان و بازیگران هم مطرح بود. به همین دلیل است که وقتی سریال های چند سال پیش را نگاه می کنیم متوجه می شویم آن کارها محتوا اشتند و شروع و پایانشان معلوم بود. الان وقتی برخی کارها را دنبال می کنم چه آنهایی که خودم بازی کرده باشم و چه غیره واقعا نکته خاصی دستگیرم نمی وشد و فکر می کنم فقط یکسری بازیگر جلوی دوربین دیالوگ می گویند و می روند و در نهایت هم کارشان هیچ بازدهی ندارد. پیامی هم که باید از آن بگیری و بعد از جلوی تلویزیون بلند شوی را هم ندارند.

چرا مردم ماهواره نگاه می کنند؟

وقتی کارهای خودمان بی محتوا اند و به لحاظ جذابیت های بصری و زیبایی شناسی هم چنگی به دل نمی زنند مردم به کلیه برنامه و سریال های ماهواره ای روی آورده اند. متاسفانه این اتفاق خیلی بدی است چون این سریال ها بسیار بد آموزی دارند. مردم به داستان این کارها توجهی نمی کنند و فقط رنگ و لعاب ظاهری آن را می بینند. وقتی ما این رنگ و لعاب را در سریال های خودمان نداریم مردم ناخودآگاه به ماهواره گرایش بیشتری پیدا می کنند. اگر بخواهیم منطقی در این باره صحبت کنیم باید بگویم سریال های ماهواره هیچ کدام نه خط داستانی مشخصی دارند و نه محتوای آموزنده که بتوان به آنها دل خوش کرد، اما همانطور که گفتم آنها فقط با ظاهر فریبنده کارهایشان مخاطب را به سمت خود می کشانند.

همه جا پارتی بازی شده

به نظرم مهمترین دلیل محتوا نداشتن کارهای ما پارتی بازی هایی است که در عالم سینما و تلویزیون مان زیاد شده. من بازیگر اگر توانایی بازی نقشی در فلان سریال یا فیلم سینمایی را ندارم نباید به آن کار دعوت شوم. ولی متاسفانه در سینما و تلویزیون ما رابطه جایگزین ضابطه شده و هیچ چیز قانونمند نیست. مثلا بازیگری تا به حال جلوی دوربین ظاهر نشده وای از آنجاییکه از آشناهای تهیه کننده یا کارگردان است من مریم امیر جلای دیالوگ می گویم ولی دوربین روی صورت آن آقا یا خانم است و این موضوع نه تنها من بازیگر بلکه بیننده های تلویزیون یا سینما هم متوجه این قضیه می شوند. در همین سریال «اولین انتخاب» در قسمت اول بازیگرها می آیند و با بیننده سلام و احوالپرسی می کنند و به او می گویند خوشحالیم که شما ما را انتخاب کردید و کارمان را می بینید، بازیگرهای اصلی جای خود اما نمی دانم چرا من باید بعد از همه بازیگران بیایم و با مردم صحبت کنم! من واقعا روی این مسائل که اسمم در تیتراژ کجا نوشته شود یا از این دست موضوعات حساسیتی ندارم اما به نظرم کلیت این ماجرا درست نیست. برای من مهم آن چیزی است که مردم برداشت می کنند. امیدوارم حمل بر خودستایی نشود اما وقتی مردم به من می گویند وقتی بازی تو شروع می شود کار حال و هوای دیگری به خود می گیرد برای من کافی است. اسم و تصویر کلوزآپ من در قلب یکایک مردم هست و خدا را شکر می کنم که به هیچ چیز دیگری نیاز ندارم .

به یاد بازیگران خانه نشین باشیم

ما بازیگرهای میانسال زیادی داریم که همه شان توانایی نقش آفرینی های بسایر خوبی را دارند، اما متاسفانه همه شان خانه نشین شده اند و افسردگی گرفته اند. بازیگران بسیاری داریم که می توانند نقش مادر، خاله و عمه را بازی کنند اما الان کمتر کسی را در بازیگری فعال می بینیم. چرا باید بازیگری که تناسبی با نقش ندارد را به زور گریم جلوی دوربین بیاوردند و او نقش مادر را بازی کند! این موضوع یکی از همان مشکلاتی است که در سینمای ما به وجود آمده و باعث شده بازیگران میانسال ما از بیکاری ناله کنند، آنها هیچ آشنایی ندارند که به واسطه آن پشت سر هم در فیلم و سریال های مختلف نقش های گوناگون بازی کنند. هیچ حامی ندارند و پارتی و پارتی بازی سینما و هنر ما را دارد به نابودی می کشاند. من فکر می کنم بازیگران ما حتی اگر خیلی هم مسن باشند می توانند نقش مادر بزرگ و پدربزرگ را بازی کنند. ممکن است به دلیل کهولت سن از پا افتاده باشند اما از زبان که نیفتاده اند. اگر ما بخواهیم آنها همیشه هستند اما متاسفانه سینما و تلویزیون این هنرمندان که همه جان و زندگی شان را پای این هنر گذاشتند را مورد بی مهری و کم لطفی قرار می دهد.

حرف دلتان را بزنید

جوان هایی که الان کار می کنند اگر به این مسئله فکر کنند همیشه جوان نمی مانند و اگر اصولی وارد این حرفه نشده باشند نمی توانند ماندگار شوند وضع سینما و تلویزیون ما این نبود. در این بحث من فکر می کنم مسئولین هم مقصر هستند چون نظارتی روی کارها ندارند و نمی خواهند جلوی پارتی بازی های عده ای را بگیرند. ما به عنوان کسانی که در این حرفه مشغول به کار هستیم چاره ای نداریم اما امیدوارم مدیران و کسانی که در راس کارند به این موضوعات توجه کنند و به هنرمندان هم اجازه دهند حرف دلشان را بزنند نه حرف زبانشان را. این روزها همه زبانی حرف می زنند و هیچ کس از ته دلش حرفش را نمی گوید، اگر به حرف دل هنرمندان اهمیت داده شود هرگز چنین سینما تلویزیونی نخواهیم داشت.

انتظار از مسئولین جدید

امیدوارم همه مدیریت های جدیدی که به تازگی کارشان را شروع کرده اند در کارعایشان موفق باشند و تفکرات مدیران قبلی را نداشته باشند، مسئولیت پذیر و پیگیر باشند و به مسائلی که به فراموشی سپرده شده اهمیت دهند. امیدوارم کارشان بازدهی داشته باشد و همه بتوانند نتیجه اعمال مثبت آنها را مشاهده کنند. امیدوارم مدیران وزارت ارشاد و مسئولان سینمایی نیز مسئولیتشان را به کمال برسانند نه به تمام. آرزو دارم آن مسئله ای را مورد توجه قرار دهند که مردم و فرهنگ و تمدن ایران می خواهد. ما فرهنگ بسیار بسیار قوی و بالایی داریم اما متاسفانه در این شرایط بد و با این مناسبات غلط خط بطلانی روی آن کشیده شده.

دغدغه فرهنگی دارم

من در کارهایی که ایفای نقش می کنم دغدغه فرهنگی دارم، مثلا اگر فیلمنامه ای به دستم برسد و نقش من در آن کار یک خانم تهاجمی و عصبی نسبت به همسرش باشد را اصلا قبول نمی کنم. دوست ندارم در محیط خانوادگی فیلم و سریال ها هم حرف های زننده و زشت به زبان آورده شود. تلویزیون ما را فقط آدم بزرگ ها نگاه نمی کنند. بچه های کوچک که در آینده پدر و مادر می شوند، پای سریال ها می نشینند و از آنها تاثیر می گیرند. من خودم به فرهنگ و مسائل اخلاقی و ادبی خیلی اهمیت می دهم و دوست ندارم در کارها رفتارهای بدی دیده شود دوست دارم سنت ایرانی بوده در همه فیلم و سریال ها نمایان شوند.


فال حافظ

ارسال نظر




پاسخ دهيد؟