پرشین ایس | فال روزانه امروز , جوک

مریم امیر جلالی: خسته شدم، چقدر داد بزنم

مریم امیر جلالی مدتی است که کمتر در کاری حضور پیدا می کند و به امور دیگری مشغول است. آخرین بازی او را می توانید در فیلم «بازنشسته ها» ببینید که در حال حاضر اکران است و خودش به شدت از حضور در آن ناراضی است. «بانی فیلم» با او گفتگویی انجام داده است که در ادامه بخش هایی از آن را می خوانید.

– پیشنهاد زیاد می شود. متاسفانه چه پیشنهادی! البته فیلمنامه نویس خوب کم نداریم اما هر چندتایی هم که داریم در گوشه کنار هستند. از آنجا که ارتباطات این روزها جای ضوابط را گرفته ما مجبور می شویم تن به هر کاری بدهیم. جالب اینجاست که در ساخت فیلم ها و سریال ها فیلمنامه در کار نیست. سیناپس را به تو ارائه می دهند.

images-amirjalali3


من از سیناپس باید تشخیص بدهم که چه کاری خوب چه کاری بد است. وقتی هم کاری را اینگونه قبول می کنی در کوران ماجرا قرار می گیری جز آبروریزی برای ما چیزی نمی ماند. مردم از ما توقع دارند. گوشه کنار، خیابان، بازار، بقالی که ما را می بینند به خاطر کارهایمان سوال می کنند که چرا اینقدر کارها بی کیفیت شده … مردم از ما می پرسند چرا اینقدر شبکه های ماهواره کارهای گذشته ما را پخش می کنند؟

چرا تلویزیون این روزها از خودش چیزی ندارد و همه سریال ها آبکی شده؟ شما نگاه کنید این سوال های مردم از من است. یعنی علنا دیگر داریم به سلیقه و شعور مردم توهین می کنیم. این روزها بازی ما در سریال ها و فیلم ها این شده که جلوی دوربین ادا دربیاوریم. چشممان را چپ کنیم تا مردم بخندند. آخر این شد کار کمدی.

– همین فیلم «بازنشسته ها» که من کار کردم یک نمونه عینی از این عارضه است. اصلا من فیلمنامه نداشتم. نمی دانستم قصه چیست، اصلا اسمش بازنشسته ها نبود. وقتی در سینما اکران شد، من از کنار در سینما می گذشتم دیدم روی سر در سینما نوشته شده بازنشسته ها … من افتخار همکاری با بسیاری از بزرگان سینما چون فتحعلی اویسی، سیروس گرجستانی، حمید لولایی را دارم به خاطر آقای فتحعلی اویسی در این کار حضور پیدا کردم اصلا فیلمنامه اساسی این کار نداشت. دکوپاژی نداشت. شاید باورتان نشود وقتی رفتم فیلم را در سالن دیدم با ۱۰ نفر در سالن نشستیم فیلم را دیدیم. هیچ سکانسی، هیچ پلاتی برای مردم جالب نبود که بخندند. این را جدی می گویم. وقتی این صحنه ها را دیدم خستگی کار به تنم ماند.
– به من می گویند نقش با مظلومیت به تو نمی آید. والا من در سریال «زیر هشت»، «چهار دیواری» نقشم زن مظلوم، مهربان بود. مردم به من می گویند اینکه عصبانی می شوی و سر شوهرت داد می کشی را دوست داریم (می خندد) والا خودم از کلیشه شدن خسته شدم چقدر دیگر داد بزنم و هوار بکشم.
– من با احترام کامل که برای همه بازیگران، کارگردانان تئاتر قائلم می گویم شناختی از عرصه تئاتر ندارم. بسیار به من پیشنهاد می شود، اما واقعا کار در تئاتر برایم جالب نیست. صریح تر بگویم کار در تئاتر را دوست ندارم. ارتباط با فضای تاریک که قصه روی یک صحنه ثابت تعریف می شود برقرار نمی کنم. بسیاری از دوستانم از اهالی تئاتر هستند مرا دعوت می کنند. اتفاقا به دیدن کارشان می روم، اما دوست ندارم الفاظ آنچنانی به کار ببرم که (وای من خاک صحنه خورده ام، وای من آنچنان زحمتی برای بازیگری کشیده ام…) خیر من اهل این کلک بازی ها نیستم. چیزی که در چنته ندارم راحت بیان می کنم. نمی خواهم کلاس کارم را به واسطه تئاتر بالا ببرم. جالب است بدانید آقای بهرام بیضایی به واسطه آقای حسن پورشیرازی به من پیشنهاد حضور در تئاتر افرا را داده بودند… من با آقای بیضایی جلسه ای گذاشتیم از ایشان عذرخواهی کردم که من تئاتر را دوست ندارم … ایشان هم به خاطر بازی من در «خانه به دوش» به من تبریک گفتند و به خاطر صراحت بیان از من تشکر کردند.


فال حافظ

ارسال نظر




پاسخ دهيد؟