پرشین ایس | فال روزانه امروز , جوک

چهره های برنده و بازنده تلویزیون در نوروز ۹۲

اگر برنامه های نوروزی امسال را با سال گذشته در دو کفه ترازو قرار دهیم، حتی در بدبینانه ترین حالت ممکن هم به این نتیجه می رسیم که تلویزیون عملا امسال یک قدم به جلو برداشته بود. چهار سریال نوروزی امسال، هر چقدر هم که ضعف داشته باشند اصلا با کیفیت پایین کارهای سال گذشته مثل «سیر و سرکه»، «دست بالای دست»، «فراموشی»، «لبخند بی لهجه» و «کسی خوابه؟»، قابل مقایسه نیستند.

شبکه های دیجیتال مثل ورزش، نمایش، تماشا، پویا و حتی مستند هم امسال به کمک تلویزیون آمدند و شاید یکی از دلایل اصلی موفقیت آن بودند. تلویزیون با پخش سریال های خارجی مثل «هیچکاک»، «لئوناردو» و «پوآرو» هم یک قدم رو به جلو برداشت و برخی از فیلم های سینمایی روز دنیا را برای اولین بار روی آنتن برد.

در این حرکت به نسبت رو به جلوی تلویزیون، برخی از برنامه ها، کارگردان ها، بازیگران، مجری ها، شبکه ها و … بهتر از سایرین وارد عمل شدند و یک جورهایی ضعف بازنده ها را هم جبران کردند. در این بخش هشت برنده اصلی تلویزیون در ایام نوروز را به انتخاب هفت صبح معرفی می کنیم. البته قطعا تعداد برنده ها بیشتر از اینهاست.

برنده ها

۱٫ ایرج طهماسب

ایرج طهماسب را در یک کلمه باید برنده اصلی نوروز ۹۲ معرفی کرد. طهماسب طبق انتظار مخاطبان، برای «کلاه قرمزی ۹۲» هم سنگ تمام گذاشت. با اینکه عروسک های جدید این مجموعه مثل «گابی» و «دختر همسایه»، کاراکترهای به نسبت موفقی نبودند و نتوانستند میان طرفدار پروپاقرصی میان مخاطبان پیدا کنند اما کل مجموعه، به لحاظ داستان پردازی و خلق آیتم های مختلف، چند پله جلوتر از سال گذشته بود.

تبدیل شدن ببعی به یک استاد تمام عیار زبان انگلیسی، صحبت های عاشقانه فامیل دور با دوره، کاپوچینو خوردن خانم بزرگ و عروسی اش با دوست آقای همساده، رژیم گرفتن گابی و خلاصه هزار و یک جور ایده ریز و درشت طهماسب و جبلی باعث شد تا حتی حضور مهناز افشار، طناز طباطبایی و رامبد جوان هم چندان به نظر نیاید و حتی میان جذابیت های سایر کاراکترهای عروسکی گم شود.

طهماسب حتی پای مسائل مختلف اقتصادی را هم به برنامه اش باز کرد و به صورت ضمنی نسبت به مشکلات مالی مردم هم گله کرد. او با قرار دادن تکیه کلام «دست و جیغ و هورا» در دیالوگ های دختر همسایه، چندین بار نسبت به شیوه اجرای برنامه های مختلف کودکان مثل برنامه مجید قناد و پورنگ هم انتقاد کرد. طهماسب با همکاری دوست همیشگی اش حمید جبلی نشان داد هنوز هم می شود به ساخت برنامه ای خوش ساخت در تلویزیون امید داشت.


۲٫ عادل فردوسی پور

کمتر آدم موفقی را می توانید پیدا کنید که باهوش نباشد، قطعا اگر عادل فردوسی پور را هم آدم موفقی بدانیم باید اذعان کنیم او هوش بسیار بالایی دارد. دعوت از مهدی مهدوی کیا به عنوان یکی از بهترین بازیکنان تاریخ فوتبال ایران در آخرین نود سال ۹۱ و اعلام خداحافظی رسمی اش از فوتبال با حضور در این برنامه و آن اشک ها و صحبت ها در کنار آیتم هایی بسیار جذاب آخرین برنامه نود را تبدیل به یکی از ماندگارترین برنامه های چند سال اخیر نود کرد.

تاثیر این برنامه به اندازه ای بود که تا چند روز صحبت های مهدوی کیا و یحیی گل محمدی نقل محافل فوتبالی و حتی غیرفوتبالی شده بود. هر چند فردوسی پور در دو سال گذشته هم با دعوت از بازیگران برنامه آخر سال نود را به نقطه عطفی تبدیل کرده بود.
۳٫ هنگامه مفید

هنگامه مفید که تا به حال همیشه به عنوان نویسنده، شاعر و صداپیشه کارهای عروسکی مثل «خونه مادر بزرگه»، «ماجراهای تقی جان»، «السون و ولسون»، «گنجشکک اشی مشی» و … برای مخاطبان تلویزیونی آشنا بود این بار برای اولین بار در تلویزیون به عنوان بازیگر ظاهر شد. مفید در اولین بازی تلویزیونی اش، خیلی خوب در نقش «برف پری» سریال «آب پریا» قرار گرفت.

این بازیگر ۵۶ ساله، کاراکتر یک خواهر بزرگتر چندصد ساله، غرغرو و در عین حال مهربان و دلسوز را دقیقا همانطوری که انتظار می رفت درآورده بود و هیچ جای بازی اش نمی لنگید. ضمن اینکه شعرهای متن این مجموعه را هم او با همراهی راضیه برومند و گیتی مرتضوی نوشته بود.
۴٫ احسان علیخانی

حالا می شود خیالمان راحت باشد که یک مجری درست و حسابی در تلویزیون داریم و باید دید تلویزیون از این داشته اش که حاصل چندین سال آزمون و خطاست چگونه در آینده استفاده خواهد کرد. احسان علیخانی با ویژه برنامه نوروز امسالش در شبکه دو نشان داد که به پختگی کامل رسیده، او از صرفا مجری بودن (که در بسیاری از مجری های تلویزیون دیده می شود) تبدیل به یک برنامه ساز خوب شده است. این را از آیتم های ویژه برنامه نوروزش می توان فهمید.

از طرفی علیخانی به این قدرت رسیده که دیگر برنامه اش وابسته به حضور ستاره ها نباشد. یعنی نوع اجرا و ساخت برنامه های او در این چند وقت نشان داده اگر حتی یک ستاره مطرح هم به برنامه او نیاید باز هم می تواند با انتخاب درست میهمان و ساخت آیتم های خوب، برنامه اش را سرپا نگه دارد.

حتی طرز حرف زدن علیخانی با دوربین و میهمان های برنامه اش هم با پیشرفت محسوسی مواجه شده به گونه ای که هم حرفی که دوست دارد را می زند و هم به گونه ای آن حرف را می زند که با خط قرمزهای تلویزیون به مشکل برنخورد. البته اینها حاصل یک برنامه دو دو برنامه نیست و این مجری جوان با پشت سر گذاشتن مراحل زیادی به پختگی کنونی رسیده و به همین دلیل هم علیخانی و هم تلویزیون باید حواسشان را بیشتر جمع کنند که این روند رو به جلو همچنان ادامه داشته باشد.
۵٫ شبکه چهار

همانقدر که ساخت برنامه و سریال داخلی می تواند جذابیت های یک شبکه را بالا ببرد به همان اندازه سلیقه درست و مناسب در انتخاب محصولات خارجی هم می تواند یک شبکه را برای مخاطب جذاب و دیدنی کند. کاری که امسال شبکه چهار به خوبی از عهده آن برآمد. از یک طرف محمد حمیدی مقدم تهیه کننده مستند چهار با انتخاب یکسری از بهترین مستندهای جهان علاقمندان به مستند را راضی کرد و از طرفی فیلم های سینمایی انتخاب شده برای پخش از این شبکه هم یا آثار موفق و البته خاص سینمای جهان بودند یا فیلم های موفق بومی. تامین برنامه شبکه چهار هم با پخش دو سریال خارجی «لئوناردو» و «آلفرد هیچکاک تقدیم می کند» به خوبی مسیر دیگر گروه ها در شبکه چهار را ادامه داد.
۶٫ شبکه ورزش

در زمانی که شاید همه تصور می کردند شبکه ورزش برنامه خاصی برای نرووز نداشته باشد اما این شبکه خیلی ها را غافلگیر کرد. اگر عشق فوتبال و خیلی ورزش های دیگر هستید و دیدن شبکه ورزش در ایام نوروز را از دست دادید می توانید افسوس بخورید. یکسری مستندهای دیدنی و آیتم های جذاب ورزشی در ایام نوروز از شبکه ورزش پخ شد.

مستندها و آیتم هایی که بیشتر دل هواداران طرفدار فوتبال و به خصوص فوتبال سطح اول جهان را می برد. هر چند شاید از عمر این شبکه بیش از اینها گذشته بود به تعداد این مستندها و آیتم ها می توانستیم انتقاد کنیم اما با وضعیت کنونی، شبکه ورزش در ایام نوروز را می توان شبکه موفقی در جذب مخاطبان ورزش دوست بدانیم.
۷٫ با کی بریم سیزده به در

بعد از برنامه «سین مثل سریال» در ایام نوروز برنامه ای از شبکه یک پخش شد به نام «با کی بریم سیزده به در» برنامه ای که شاید اگر تبلیغ بیشتری برایش می شد و ساعت پخش مناسبتری در اختیارش قرار می گرفت می توانست خیلی بیشتر به چشم بیاید. در این برنامه چند جوان دور هم جمع شده و ایده های خلاقانه ای برای مصاحبه با ستاره های سینما و تلویزیون پیدا و آن را اجرا کردند.

این برنامه را حامد جوادزاده تهیه کرده و عبدالله روا هم اجرای آن را به عهده داشته. هر چند روا تازه شروع مسیرش است و قطعا اجرایش ایرادات گل درشتی داشت اما با توجه به انرژی و حس سمپاتیکی که دارد اگر تلاش کند اجرایش را پخته تر کند می توان به آینده اش امیدوار بود.
۸٫ شبکه یک

شبکه یک در نوروز ۹۲، یکی از بهترین و پربارترین کنداکتورها را داشت. جدای از انتخاب و پخش سریال «پایتخت ۲» که در بیشتر نظرسنجی ها عنوان بهترین سریال نوروزی را به خود اختصاص داد، از نظر پخش برنامه ها و فیلم های سینمایی هم موفق عمل کرد. این شبکه، فیلم های سینمایی اش را در قالب برنامه ای به اسم «سینما ۱» روی آنتن برد و فیلم های جدید و مطرح خارجی و تله فیلم های به نسبت خوبی در این ایام پخش کرد.

«سین مثل سریال» و «با کی بریم سیزده به در» هم از دیگر برنامه های جذاب این شبکه در ایام نوروز بود. به طور کلی، به لحاظ پربار بودن کنداکتور و نوع انتخاب ها می شود آن را در جمع برنده ها قرار داد.
در بازار داغ تولیدات خوب و حرکت به نسبت رو به جلوی تلویزیون، برنامه ها، مجری ها، کارگردان ها، مراکز و فیلم هایی هم بودند که خواسته یا ناخواسته کاملا برخلاف انتظار عمل کردند. از آنجا که قرار است هرگونه قضاوت راجع به بدی و خوبی سریال ها را به بعد از مشخص شدن نتیجه نظرسنجی روزنامه موکول کنیم، در معرفی بازنده ها، بدترین سریال از دیدگاه هفت صبح را اعلام نمی کنیم.

با اینحال اما عملکرد برخی از کارگردان ها و مراکز تولید سریال تا حدی منفی بود که نمی شود به این راحتی از کنارشان گذشت. قطعا شبکه های مختلف تلویزیون به نظر تک تک شما هم نقاط ضعف بسیاری داشته که شاید الان در این پرونده گنجانده نشده.

با این حال هفت صبح سعی کرده از میان ضعیف ها به موضع گیری نسبت به ضعف ترین ها بسنده کند و قضاوت راجع به سایرین به خصوص سریال ها را به عهده خودتان بگذارد. در این بخش هشت بازنده اصلی تلویزیون در نوروز ۹۲ را معرفی می کنیم.

بازنده ها

۱٫ داریوش فرهنگ

شاید این اشتباه استراتژیک داریوش فرهنگ بود که قبل از پخش سریال «همه فرزندان من» در ایام نوروز و در زمان ساخت سریال شروع به تعریف و تمجید از سریال به نمایش درنیامده اش کرد و انتظار مخاطب را بالا برد. فرهنگ حتی در گفت و گویی اعلام کرده بود «همه فرزندان من» نسخه به روز شده «سلطان و شبان» است.

اما با پخش سریال عملا این اتفاق رخ نداد تا باز هم این نظریه بیشتر اثبات شود که بسیاری از کارگردانان دهه ۶۰ و ۷۰ تلویزیون این روزها از درک سلیقه روز مردم عاجزند. مهمترین نقطه ضعف سریال فرهنگ فیلمنامه است. شخصیت هایی که مخاطب نمی تواند با آنها همذات پنداری کند و بین کمیک بودن و جدی بودن درمانده اند. از طرفی گره های داستان به ساده ترین شکل انداخته و ساده تر از آن باز می شود.

تاکید فرهنگ برای نشان دادن تفاوت فرهنگی و فاصله نسل ها به سطحی ترین شکل ممکن نشان داده شده، آدم ها هم خوب و بد، صفر هستند. ریتم کندو رنگ آمیزی ضعیف قاب ها (با توجه به رنگ بندی بسیار خوب شهر کاشان) از دیگر نقاط ضعف سریال فرهنگ بودند.

سازنده سریال های موفقی چون «سلطان و شبان»، «تولدی دیگر» و «طلسم شدگان» با سریال «همه فرزندان من» که اولین تجربه ساخت سریال مناسبتی اش بود، نشان داد نزدیک به ۱۰ سال سریال نساختن به عدم شناخت او از سلایق امروز مردم منجر شده و اثر منفی زیادی روی کیفیت کارش گذاشته است.
۲٫ فیتیله عیدا تعطیله

برنامه «فیتیله عیدا تعطیله» که قرار بود بعد از ماه ها تعطیلی، با دست بسیار پر و ساختاری کاملا متفاوت و جذاب به میدان بیاید، عملا در برنامه نوروزی اش به هیچ کدام از وعده هایش عمل نکرد. این برنامه بیشتر از همه چیز به محلی برای تبلیغات گل درشت زر ماکارون تبدیل شد.

بعضی وقت ها این تبلیغات تا جایی بود که سه بازیگر اصلی برنامه، نزدیک به ۱۰ دقیقه راجع به این محصول شعر می خواندند و بعد از آن چند دقیقه ای هم راجع به خواص آن حرف می زدند. «فیتیله عیدا تعطیله» از نظر ساختار و دکور برنامه هم تغییر چندانی نداشت. به هر حال گویا قرار است از این به بعد برنامه مجید قناد از باکس جمعه صبح های شبکه دو حذف شود و عمو فیتیله ای ها با همین برنامه جای آن را پر کنند.
۳٫ خنده بازار

خنده بازاری ها را باید استاد تلف کردن ایده های خوب دانست. انصافا ایده هایی که مجموعه طنز «خنده بازار» دارد ایده های بسیار خوبی است، اما متاسفانه سطح بسیار پایین فیلمنامه و عدم طنازی بازیگران این مجموعه (که می توانست خلأ یک فیلمنامه خوب را پر کند) باعث تلف شدن مداوم ایده های اولیه این برنامه می شود.

در سری نوروزی این مجموعه که اتفاقا بعد از مدت ها توانسته بود در کنداکتور، ساعت پخش منظمی داشته باشد بازیگران به بیشترین حد بی نظمی رسیدندن و دیالوگ ها هم نمی توانست خنده مخاطبان را به همراه داشته باشد. خنده بازار پس از سری اولش که بسیار موفق بود هر چه جلوتر می رود از کیفیت اولیه اش کاسته می شود و این مسئله در ویژه برنامه نوروزی خیلی بیشتر به چشم آمد.
۴٫ علی ضیا

علی ضیا از نظر ظاهری استایل یک مجری خوب را دارد، بیان خوبی هم دارد و می تواند به عنوان یک مجری برای مخاطب جذابیت داشته باشد اما نکته اینجاست که یکسری ایرادات فنی در کار او باعث می شود وقتی در مسیر یک کار سنگین قرار می گیرد نتواند گلیمش را به خوبی از آب بیرون بکشد. یکی از این ایرادها عدم مدیریت او در اداره میهمانان برنامه اش است.

ایرادی که در ویژه برنامه نوروز امسال گریبان او را گرفت. دو نیمه سیب (ویژه برنامه نوروزی شبکه دو) میهمانان ویژه بسیار خوب و سرشناسی داشت اما عدم مدیریت ضیا باعث تلف شدن بسیاری از این میهمانان شد. تعدد میهمان ها به اندازه ای بود که عملا هیچ بحث جذابی درنگرفت و ضیا هم بیشتر در حکم فردی که با میهمان ها سلام و خداحافظی می کند در برنامه نقش آفرین بود.

حضور بسیاری از میهمانان برنامه با خانواده هایشان از جمله وحید شمسایی و پژمان بازغی می توانست باعث شود که محتوای برنامه ای که ضیا اجرا می کند چند پله بالا برود اما عملا این اتفاق رخ نداد. از طرف دیگر ضیا هنوز به اندازه فرزاد حسنی و احسان علیخانی این موضوع را متوجه نشده که در یک چنین برنامه هایی مجری و صحبت هایی که با میهمانان می کند باید برگ برنده ماجرا باشد نه صرفا حضور یک قطار میهمان سرشناس؛ میهمانانی که فقط آمدند و رفتند. بی شک او بازنده نوروز است چرا که انتظاری که از او می رود بیشتر از خیلی هاست.
۵٫ جواد خیابانی

شاید دلیل اصلی بازنده اعلام کردن جواد خیابانی گزارش فوتبالدستی او در ویژه برنامه عید شبکه سه سیما باشد. خیابانی در این گزارش نمایشی که بین ستاره های ورزش و سینما و تلویزیون برگزار شد خیلی ماجرا را جدی گرفته بود و از طرفی هم می خواست وجه طنازانه خود را هم حفظ کند. اما ترکیب این دو اتفاق، اصلا جالب درنیامد.

جالب اینجاست که جای فردوسی پور، سامان گوران گزارش می کرد ولی خیابانی شخصا این کار را برعهده گرفت. در کنار همه اینها گزارش تنها بازی تیم ملی ایران در مقابل کویت هم به خیابانی سپرده شد و او هم با گفتن جملاتی چون: «کویت نزدیک خرمشهر و آبادان، شجاعی با اینکه گچسارانیه ولی با لباس صنعت نفت بازی کرده.» یا «گل برای ایران! توپ گل شد اما به تور نخورد» از خجالت فوتبال دوستان درآمد.
۶٫ تله فیلم های شبکه های مختلف

با اینکه شبکه یک و نمایش امسال عزمشان را جزم کردند و فیلم های سینمایی خوبی روی آنتن بردند اما تلویزیون عملا در این ایام، تله فیلم های خوبی در چنته نداشت. از میان تمام فیلم های تلویزیونی که از شبکه های مختلف سیما روی آنتن رفت شاید به زور بشود چند نمونه خوب پیدا کرد.

غیر از تله فیلم «راه و رسم سفر» که حمید نعمت الله آن را در ادامه «بیا از گذشته حرف بزنیم» ساخته بود و «آخرین روز سال» منوچهر هادی و چند نمونه انگشت شمار دیگر، شبکه های مختلف تلویزیون نوروز امسال هیچ تله فیلم جدیدو قابل توجهی نداشتند. در واقع اگر همین چند فیلم سینمایی خوب روز جهان هم پخش نمی شد، تلویزیون قطعا در زمینه پخش فیلم شکست می خورد.
۷٫ مرکز سیمافیلم

بعد از بیرون آمدن سریال «پژمان» از کنداکتور نوروزی و ترجیح «همه خانواده من» به آن، اینطور به نظر می رسید که «سیما فیلم»، بعد از حواشی «یک خانواده محترم» و پروژه نه چندان موفق «یلدا»، بالاخره تصمیم گرفته یک برگ برنده رو کند. اصرار این مرکز به پخش سریال فرهنگ باعث شد که انتظارها نسبت به آن بدجوری بالا رود.

نکته قابل توجه اینجاست که خود فرهنگ در گفت و گوی روز گذشته اش در بانی فیلم قبول کرده که سریالش مشکل فیلمنامه داشته و گفته که حتی اگر شکسپیر هم بود نمی توانست در مدت ۱۳ روز، ۱۳ قسمت بنویسد! معلوم نیست واقعا چه دلیلی داشت که سیمافیلم با این عجله سریال بسازد و روی پخش آن اصرار داشته باشد.
۸٫ یدالله صمدی

بعد از اینکه سریال «شوق پرواز» یدالله صمدی بدجوری سروصدا به راه انداخت و سال گذشته به عنوان سریال منتخب مخاطبان در «سین مثل سریال» مطرح شد، انتظار می رفت «هفت سین» این کارگردان هم جایگاه خوبی میان سایر سریال های نوروزی داشته باشد. این سریال با اینکه به نسبت قصه خوب و سرگرم کننده ای داشت اما با هیچ منطقی سازگار نبود و گره ها خیلی اتفاقی و با خلق موقعیت هایی کاملا غیرقابل باور باز می شد. شاید اگر هر کارگردان دیگری چنین سریالی برای نوروز شبکه تهران می ساخت، کمتر از این مورد انتقاد قرار می گرفت و حتی در جایگاه بازندگان هم قرار نمی گرفت اما انتظار مخاطبان از صمدی خیلی بالاتر از اینهاست.


فال حافظ

ارسال نظر




پاسخ دهيد؟