پرشین ایس | فال روزانه امروز , جوک

گفتگویی پشت‌ صحنه‌ای با «احسان علیخانی»

alikhani

مدتی است از پخش برنامه “پشت صحنه” احسان علیخانی با محوریت زندگی قهرمانان المپیک و پارالمپیک ۲۰۱۲ می گذرد، برنامه ای که هر چند تولیدی است و به صورت زنده پخش نمی شود، اما توانسته بسیاری از مخاطبان را با خود همراه کند.

انتخاب موضوع، چگونگی به تصویر کشیدن، روایت و گفت وگو با قهرمانان ورزشی از دلایل موفقیت این برنامه است.

با تولید برنامه “پشت صحنه” تصمیم داشتید چه بخش هایی از زندگی قهرمانان المپیک و پارالمپیک را به تصویر بکشید؟

برنامه های ورزشی تلویزیون هر چند زیاد هستند، اما تاکنون در کمتر برنامه ای زندگی قهرمانان ورزشی بخصوص قهرمانان المپیک و پارالمپیک برای مردم نمایش داده شده بود.

افرادی که شاید برای به دست آوردن عنوان قهرمانی، سال های سال با وجود مشکلات متعدد در زندگی شخصی شان تلاش می کنند مدال موفقیت را از آن خود کنند.

به همین دلیل بر آن شدم با تهیه برنامه ای علاوه بر گفت وگو با این قهرمانان، فیلم های مستندی هم از زندگی آنها تهیه کنم تا هم خودشان و هم خانواده شان از سختکوشی هایشان برای کسب موفقیت سخن بگویند.

فکر می کنید به تصویر کشیدن زندگی این افراد تا چه اندازه برای مردم اهمیت داشته باشد؟

مطمئننا همه مردم بخصوص جوانان علاقه مند هستند بدانند این افراد چگونه راه موفقیت را طی کرده اند.

افرادی که صرفا تهرانی نیستند و امکانات کاملی در اختیار ندارند و مجبورند در شرایط سخت تمرین کنند.

به تصویر کشیدن زندگی و مشقت های این گونه افراد باعث ایجاد انگیزه در جوانان می شود تا آنها هم برای زندگی خودشان برنامه جدیدی را در نظر بگیرند.

برنامه شما برنامه گفت وگومحور است یا ترکیبی؟

پشت صحنه به جهت این که بخش های مستند هم دارد صرفا گفت وگو محور نیست و برنامه ترکیبی محسوب می شود.

در برنامه پشت صحنه، مجری، مهمان یا جذابیت های بصری عامل اصلی برنامه به شمار می آید؟

همه تلاشم این بوده که فرم جدیدی از یک برنامه ترکیبی ارائه بدهم به گونه ای که هر بیننده ای با دیدن دکور، نحوه حضور مهمان و گفت وگو با او تفاوت هایی را حس کند.

اما هیچ وقت نخواستم صرفا مجری در برنامه دیده شود بلکه محور اصلی برنامه را مهمان قرار دادم تا مردم با شیوه زندگی آنها آشنا شوند و زندگی ورزشکارانی را که اسطوره های کشورمان هستند به تصویر بکشم.

من به عنوان مجری تلاش کردم واسطه ای باشم تا مردم را با زندگی یک قهرمان آشنا کنم.

زنده بودن یک اصل اساسی برای جذابیت برنامه های گفت وگومحور است.

چرا برنامه پشت صحنه زنده نیست؟

تا حدودی حرف شما درست است.

مردم بیشتر تمایل دارند این گونه برنامه ها را به شکل زنده تماشا کنند.

اما من فکر می کنم اگر یک برنامه تولیدی و غیرزنده هم جذابیت های لازم را داشته باشد، می تواند مخاطب را با خود همراه کند.

برنامه سازی برای تلویزیون قابلیت های زیادی دارد که هنوز ما به آن نرسیدیم و باید با تولید برنامه های تولیدی جذاب و دیدنی مردم را به دیدن برنامه های تولیدی، ترکیبی علاقه مند کنیم.

این که اجرا و تهیه یک برنامه به عهده خود شماست، چه محاسن و معایبی دارد؟

این روش کار تیغ دولبه است.

اگر برنامه ای، طراحی و پیش تولید مناسب داشته باشد، به عهده گرفتن تهیه و اجرا حُسن است، اما اگر برنامه ای بدون هدف باشد و پیش تولید مناسبی نداشته باشد، به عهده گرفتن تهیه و اجرا با مشکلاتی مواجه خواهد شد.

تهیه و اجرای برنامه هر دو در یک مسیر هستند و به نظرم نقش مکملی دارند.

اگر وظیفه هر بخشی بدرستی انجام شود، بدون شک اجرا و تهیه موفق خواهد بود.

برای طراحی و اجرای برنامه پشت صحنه اتاق فکر هم داشتید؟

بله، من هیچ برنامه ای را بدون اتاق فکر، طراحی و تولید نمی کنم.

اتاق فکر باعث می شود افراد مختلف با نظرهای گوناگون ایده های خوبی به برنامه تزریق کنند که این کار به تولید برنامه و جذابیت های آن کمک می کند.

مطمئنا وقتی گروهی، برای یک اثر همفکری و تصمیم گیری می شود کار موفق تر می شود تا این که فقط یک نفر یک برنامه را به دست بگیرد.

کمبود بودجه، محدودیت های محتوایی و زنده بودن، جذابیت برنامه های گفت وگومحور تلویزیون را کاهش داده است.

شما برای رهایی از این مشکلات در برنامه پشت صحنه چه کردید؟

اتفاقا برنامه پشت صحنه اصلاارزان تولید نشد.

یک گروه پنج نفره برای تحقیق درباره زندگی قهرمانان المپیک به تمام نقاط ایران سفر کردند تا بتوانند بخش هایی از زندگی آنها را به تصویر بکشند.

ضمن این که پس از ضبط مستند باید قهرمانان و همراهانشان را برای ضبط برنامه به تهران می آوردیم تا همراه پنج یا شش نفر از کسانی که در موفقیتشان نقش داشتند در برنامه حضور داشته باشند تا با آنها گفت وگو کنیم.

در نظر بگیرید که ما برنامه پشت صحنه را در استودیوی سازمان ضبط نکردیم و هزینه استودیو را هم پرداخت کردیم.

ما به اتفاق گروه فکر و ایده همه مشکلات پیش رو را بررسی کردیم تا هنگام تولید با مشکلی مواجه نشویم و خوشبختانه با توجه به پیامک ها و استقبال مردم از برنامه، تمام تلاش های من و گروه تولید تاثیرگذار بوده و مخاطبان از برنامه اظهار رضایت دارند.

در طراحی پرسش های برنامه بیشتر جنبه ورزشی آن را در نظر گرفتید یا تصمیم داشتید پرسش ها بیشتر سرگرم کننده باشد؟

هیچ کدام! پرسش های من با قهرمانان ورزشی فقط درخصوص معرفی بهتر قهرمانان است و نه صرفا جنبه ورزشی و نه فقط جنبه سرگرمی دارد.

چون ما در برنامه پشت صحنه اتفاقاتی که برای قهرمانان در تمام سال های زندگی شان رخ داده ، مرور می کنیم.

من به گونه ای با مهمانان وارد گفت وگو می شوم تا آنها براحتی بتوانند زندگی خود را از ابتدا تاکنون بیان کنند و خودم را جای مخاطب می گذارم و پرسش هایی را مطرح می کنم که در ذهن مخاطب به وجود می آید.

آیا برنامه پشت صحنه را برای مخاطب خاصی تولید کردید؟

تمام اقشار، مخاطب این برنامه هستند و برنامه پشت صحنه صرفا برای قشر خاصی تولید نشده است.

این برنامه در تجلیل از قهرمانان ملی است یا فرهنگسازی برای جوانان؟

در واقع، این برنامه روایت و پرداخت پشت صحنه زندگی قهرمانان است که این روایت دارای ابعاد مختلفی بوده و مخاطب از آن برداشت های متنوعی داشته باشد.

باز تکرار می کنم؛ وقتی در یک برنامه گفت وگومحور زندگی جریان داشته باشد، مخاطب هم با آن زندگی می کند.

آیا احتمال دارد در آینده این برنامه درباره نخبگان علمی هم تولید و پخش شود؟

اتفاقا برخی از هنرمندان و افراد نخبه ای که با آنها در ارتباط هستم با دیدن این برنامه پیشنهاد تولید برای نخبگان و هنرمندان را داده اند.

به نظرم، برنامه پشت صحنه قابلیت این را دارد که درباره شخصیت های موفق رشته های دیگر هم ساخته شود.

اگر این برنامه با فاصله کمی از المپیک پخش می شد، جذابیت بیشتری نداشت؟

گفته شما درست است، اما با توجه به این که ما پیش تولید را از شهریور شروع کردیم و تولید هم زمانبر بود به همین دلیل پخش برنامه از بهمن ماه آغاز شد.

البته به نظرم خیلی هم دیر نشده است.

این قهرمانان در سال جاری موفق به کسب قهرمانی شدند و ما هم بلافاصله تولیدمان را شروع کردیم.

یکی از ویژگی های مهم در یک برنامه گفت وگومحور، داشتن اطلاعات در مورد مهمانان برنامه است.

شما این اطلاعات را چطور کسب می کنید؟

به نظرم اجرای برنامه های گفت وگومحور یک مهارت است که باید مجری چنین برنامه هایی به آن احاطه داشته باشد.

امکان ندارد مجری بتواند بدون اطلاعات کافی از مهمان و هدف برنامه، اجرای موفقی داشته باشد.

حالااین اطلاعات می تواند موضوعات مختلفی باشد که نیاز برنامه است.

یعنی قبل از اجرای برنامه با مهمان گفت وگو می کنید و اطلاعات مورد نظرتان را از او می گیرید؟

نه! من معتقدم هیچ گاه نباید مجری قبل از برنامه با مهمانش گفت وگو کند، چون احتمال دارد مهمان یا مجری نسبت به یکدیگر پیشداوری هایی بکنند که درست نیست.

من اطلاعاتم را از مستندهایی که از مهمان برنامه ساخته می شود، کسب می کنم.

در اجرا، اولویت شما راضی نگهداشتن مخاطب است یا رسانه؟

نه تنها برای من، بلکه برای هر شخص رسانه ای، راضی نگهداشتن مخاطب مهم است.

شما یک جاهایی زیادی جسارت به خرج می دهید.

مگر خط قرمزها شامل حال شما نمی شود؟

خط قرمز برای ما مشخص است و منافع شخصی یا سلیقه شخصی کسی خط قرمز ما نیست.

من فکر می کنم منافع ملی کشور خط قرمز محسوب می شود.

برای اجرای یک برنامه تا چه اندازه اعتماد به نفس را شرط موفقیت می دانید؟

من تاکنون هیچ کاری را بدون اعتماد به نفس انجام نداده ام.

اگر بدانم در کاری اعتماد به نفس ندارم به هیچ عنوان آن را نمی پذیرم.

در زمان اجرا عصبی هم می شوید ؟

این موضوع طبیعی است و برای من هم اتفاق افتاده که عصبی یا عصبانی شوم، اما هیچ وقت عصبانیتم را جلوی دوربین بروز نمی دهم.

بهترین و دلپذیرترین گفت وگوی شما تا این لحظه کدام گفت وگو بوده است؟

در برنامه پشت صحنه، گفت وگو با محمد خالوندی را خیلی دوست دارم.

فکر می کنید عنصر هیجان در یک گفت وگو چقدر تاثیرگذار است؟

همیشه تلاش می کنم یک گفت وگوی خوب و جذاب را به پخش برسانم.

در صحبت هایی که بین من و مهمانان رد و بدل می شود، حتما چیزهای هیجان انگیز وجود دارد که مخاطب را راغب می کند ۴۵ دقیقه بنشیند و برنامه را تماشا کند.

کنکاش درباره چگونگی رسیدن به موفقیت، بیان ناگفته ها، همین که زندگی واقعی این قهرمان از زبان خودش و اطرافیانش گفته می شود، شاید بعضی جاها آنقدر هیجان انگیز و احساسی می شود که برای خود من بسیار جذاب می شود، چه برسد به مخاطب که این برنامه را تماشا می کند.

آیا از ابتدا تصمیم داشتید یک برنامه احساسی را به پخش برسانید؟

نه، واقعا این گونه نیست که من بخواهم برنامه را بعمد احساسی کنم.

بعضی اوقات برنامه به سمتی می رود که مهمان از خاطرات تلخش می گوید.

هیچ وقت قبل از شروع گفت وگو برنامه ریزی نمی کنم که بعمد برنامه را احساسی کنم.

بالاخره زندگی بالاو پایین دارد.

محمد خالوندی، ملی پوش پرتاب نیزه ایران در کلاسF/5758 که موفق شد با شکستن رکورد جهان و پارالمپیک، مدال باارزش طلای این ورزش را به خود اختصاص دهد، وقتی از زندگی خود می گفت باور کنید اینقدر هیجان انگیز و در بخش هایی اینقدر احساسی بود که شاید یکی از جذاب ترین گفت وگوهای برنامه شد.

شما چطور نسبت به یک پاسخ متقاعد می شوید؟

پافشاری می کنم تا سوالی که مطرح شده جوابش را نه تنها خودم بلکه مخاطب هم بگیرد و همیشه مردم را شاهد در نظر می گیرم.

آیا برای دریافت پاسخ حتی اگر مهمان برنامه سفارشی باشد، یک سوال را چند بار تکرار می کنید؟

مهمان سفارشی نداشته ام و حتی اگر کسی قبل از برنامه به من گفته یا زنگ زده که سوال ها را از قبل به مهمان بگو یا سوالی که مدنظرش بوده را مطرح کن، نپذیرفتم؛ چون این موضوع کیفیت برنامه را زیر سوال می برد و من هیچ وقت دوست ندارم به خاطر این موضوع برنامه دچار نقص شود.

به نظر شما اصالت گفت وگو در چیست؟

صراحت، صداقت و حضور مخاطب شاید رکن های اصلی یک گفت وگوی خوب و جذاب باشد.

من معتقدم گفت وگو باید شبیه زندگی مردم باشد؛ یعنی در گفت وگو حرف هایی رد و بدل شود که مردمی باشد.

از شواهد چنین برمی آید اکنون مجری اهمیت زیادی در برنامه های گفت وگومحور ندارد.

از طرفی برخی از مجریان می گویند در تلویزیون امنیت شغلی وجود ندارد.

شما این شرایط را چگونه ارزیابی می کنید؟

تربیت مجری، کار بسیار دشواری است، اما صرفا با برگزاری دوره های آموزشی نمی توان مجری تربیت کرد.

بالاخره مجری یک فرد بسیار مهم در رسانه محسوب می شود و نسبت به آن حساسیت هایی وجود دارد.

به نظر من باید از مجری در رسانه مراقبت شود، نه این که محدود شود.

مراقبت و محدودیت، دو نگاه متفاوت است.

گاهی یک مجری را از یک برنامه تلویزیونی حذف می کنند که حرف و حدیث های زیادی به وجود می آید.

آیا حذف کردن مجریان به این دلیل است که تلویزیون نمی خواهد ستاره سازی کند؟

رسانه بدون ستاره چیزی شبیه تنگ بدون ماهی است.

ستاره سازی در اجرا هیچ ایرادی ندارد و نباید جلوی این کار را گرفت.

به نظرم ستاره شدن هزینه ها و خطر بسیار دارد.

البته زمان زیادی طول می کشد تا مجری بتواند ستاره شود.

مجری که ستاره می شود، تاثیرگذاری بیشتری در سطح جامعه خواهد داشت.

مهم تربیت ستاره و مراقبت از اوست.

ما باید از مجری حمایت کنیم و از طرف دیگر، مجری هم باید اصول کار کردن در رسانه ملی را بپذیرد و رعایت کند.

کشف مجریان مسلط و کاربلد باید چگونه باشد؟

باید حوصله داشته باشیم و راه های کشف مجریان خوب را بلد باشیم.

هر کسی این قابلیت را ندارد و با یک تست و امتحان هم نمی توان او را پیدا کرد.

به نظرم باید برای کشف مجری، زمان زیادی صرف کرد.

بعد از این که مجری انتخاب و سکان یک برنامه به او سپرده شد هم باید به او فرصت داد تا بتواند توانمندی های خود را به نمایش بگذارد.

چگونه می توان روی یک مجری سرمایه گذاری کرد تا او به صورت کامل در اختیار رسانه قرار بگیرد؟

وقتی از مجری در فضای رسانه ای حمایت های جدی صورت بگیرد و مجری بدون دغدغه فعالیت کند، به یقین همراه رسانه خواهد ماند.

شما در نظر بگیرید برای موفقیت یک مجری، سازمان صداوسیما چقدر هزینه می کند و آنتن تلویزیون را در اختیارش قرار می دهد.

بنابراین تلویزیون نباید براحتی حاضر شود چنین فردی را از دست بدهد.

مردم با دیدن یک مجری در تلویزیون متوجه می شوند باید انتظار پخش چگونه برنامه ای را داشته باشند.

رسانه باید فضایی فراهم کند که افراد دلسوزانه در کنارش باشند نه در اختیارش.

وقتی یک مجری اجرای برنامه ای را به عهده می گیرد.

می تواند از شرایط به وجود آمده استفاده های خاص بکند.

می تواند زد و بندهای خاص سیاسی و اقتصادی داشته باشد.

چرا برنامه​های​گفت وگومحور تلویزیون مثل سابق دیگر جذاب نیست؟

برنامه گفت وگومحور از جذاب ترین ساختارهای برنامه سازی است، اما نوع نگاه به تولید این گونه برنامه ها بسیار مهم است.

ما گاهی برنامه های گفت وگومحوری داشته ایم که جذاب و مخاطب پسند هم بوده اند و هرازگاهی میزان رضایت و مخاطب از چنین برنامه هایی از فیلم و سریال هم بیشتر بوده است، اما تولید آن ادامه نداشته و مدیران هم کمتر به این ساختار توجه کرده اند.

شما وقتی براساس نیاز مخاطب و جامعه برنامه گفت وگومحور می سازید، مطمئنا مشتری خواهید داشت.

به نظر می رسد تلویزیون بنا به دلایلی برای این گونه ساختار برنامه سازی اهمیت چندانی قائل نیست، چون حتی در جشنواره جام جم هم برنامه های گفت وگومحور و ترکیبی هیچ جایگاهی نداشتند؟

بله، خیلی دوست داشتم در جشنواره تلویزیونی جام جم که تقریبا همه ساختارهای برنامه سازی مورد ارزیابی و تقدیر قرار گرفتند، برنامه های گفت وگومحور و ترکیبی هم جایگاهی داشتند.

به نظرم باید نوع نگاه به این گونه برنامه سازی تغییر کند تا برنامه سازان هم با جدیت به برنامه سازی ادامه بدهند.

ایده آل تان در برنامه سازی برای تلویزیون چیست؟

ایده آل من مهم نیست و شاید اهمیتی هم نداشته باشد.

ما بیشتر جامعه را رصد می کنیم و شرایط را در نظر می گیریم که حال مردم چگونه است و به تولید چه برنامه ای نیاز دارند و سپس طرح را آماده می کنیم.

یکی از دلایل تولید برنامه پشت صحنه، مظلومیت قهرمانان المپیک و پارالمپیک بود، برای این که شاید خیلی از هموطنانمان حتی به اسم، آنها را نمی شناسند و واقعا تولید چنین برنامه ای نیاز روز جامعه بود.

آیا اجرا را می توان یک جور بازی دانست؟

اجرا بازیگری نیست.

نباید در گفت وگو با یک فرد، نقش بازی کرد.

به طور مثال در برنامه پشت صحنه، اگر همین قهرمانان به منزلم می آمدند، من به همین شکل با آنها گفت وگو می​کردم، با این تفاوت که اجرا در تلویزیون مستلزم رعایت اصول و آدابی است.

آیا با اجرای این برنامه توانستید به اهدافی که داشتید برسید؟

من هدفم این بود که این قهرمانان دیده شوند؛ قهرمانانی که به نوعی سفیران کشورمان محسوب می شوند.

کسانی که باعث شدند پرچم پرافتخار کشورمان در لندن و در حضور ورزشکاران و تماشاگران دنیا به اهتزاز درآید.

اگر توانسته باشم این قهرمانان را به مردم معرفی کنم، به هدفم نزدیک شده ام.

نخستین گام یک مجری موفق در اجرای برنامه ای که بتواند ارتباط موثری با تمام مخاطبان برقرار کند، چیست؟

معتقدم نه تنها مجری، بلکه کسانی که در رسانه کار می کنند باید مخاطب را فردی هوشمند بدانند و به تشخیص آنها ایمان داشته باشند، چون مخاطب براحتی می تواند مجری، شیوه اجرا، نوع بیان و نگاه او را درک کند، کارش را قضاوت کند و حتی نمره بدهد.

قبول دارید شناخت مخاطب، کار بسیار دشواری است؟ چون مخاطبان اقشار مختلفی از جامعه را تشکیل می دهند.

فکر می کنید شما توانسته اید همه مخاطبان را راضی نگه دارید؟

درواقع این محال است که بتوان همه اقشار جامعه را از یک مجری راضی نگه داشت.

هر کاری باید جای خودش اتفاق بیفتد؛ یعنی بدانی امروز چه کاری را با چه هدفی می خواهی انجام بدهی.

وقتی یک مجری کارش را بدرستی انجام بدهد، مردم او را درک می کنند و می توانند با او براحتی ارتباط برقرار کنند.

البته این موضوع را هم باید بپذیریم سلایق مختلفی در سطح جامعه است و شاید کسی از من یا از برنامه ما خوشش نمی آید و راضی نگه داشتن همه مخاطبان کار بسیار دشواری است که فکر نمی کنم کسی بتواند چنین کاری را انجام بدهد.

تا به حال شده فکر کنید مسیر کاری و حرفه ایتان را به اشتباه طی کرده اید؟

هنوز هم بعضی اوقات به این موضوع فکر می کنم که اگر در موقعیت دیگری بودم، می توانستم کارهای دیگر و بهتری انجام بدهم.

مثلا کجا؟

فکر است و ممکن است به خیلی جاها پرواز کند.

شما از مجریانی هستید که همیشه با کت و شلوار اجرا می کنید.

چرا در برنامه پشت صحنه که فضای متفاوتی داشت، باز هم از کت و شلوار استفاده کردید؟

من برنامه ورزشی اجرا نمی کنم که بخواهم بدون کت و شلوار برنامه اجرا کنم.

به نظرم این سلیقه ای است.

وقتی گفت وگوی ما ورزشی نیست و بیشتر نگاه اجتماعی دارد، فکر می کنم این نوع پوشش بهترین انتخاب است.

شما اجراهای غیرسازمانی هم انجام می دهید؟

خیلی محدود.

غیر از اجرا دوست داشتید​ کدام حرفه را در رسانه ادامه می دادید؟

من سال ها در تلویزیون بخش های متفاوتی برای برنامه ها تولید می کردم و مدتی را هم در سینما و تئاتر بودم.

درخصوص اجرا هم شما می دانید من یکدفعه وارد عرصه اجرا نشدم، در مستندهایی که تولید می کردم با افراد مورد نظر از پشت دوربین صحبت می کردم، کم کم جلوی دوربین این گفت وگوها را ادامه دادم تا این که در باشگاه مهرورزان کار اجرا را شروع کردم.

پس از آن در بیشتر برنامه های مناسبتی شبکه یک حضور داشتم.

طی سال هایی که در رسانه ملی فعالیت داشته ام، همه کاری کرده ام و هیچ وقت دریغ انجام کاری را نداشته ام.

برای نوروز امسال هم برنامه ای خواهید داشت؟

بله، صحبت هایی شده و قرار است برای یکی از شبکه های تلویزیون ویژه برنامه نوروز را تهیه و اجرا کنم که پس از نهایی شدن، اطلاع رسانی در این زمینه صورت خواهد گرفت.

در این مدتی که برنامه پخش شده، مردم ارتباط خوبی برقرار کرده اند؟ آیا از نظرها و پیشنهادهای آنها استفاده می کنید؟

مردم از طریق سایت و روابط عمومی سازمان و شبکه سه سیما ارتباط بسیار خوبی با برنامه داشته اند و من همین جا از همه مردم ایران تشکر می کنم.

از همه انتقادها و پیشنهادهایی که به برنامه داشته اند، سپاسگزارم.


فال حافظ

ارسال نظر




پاسخ دهيد؟