پرشین ایس | فال روزانه امروز , جوک

ستاره اسکندری و کسب و کارش در میلاد نور تهران !

eskandari

ستاره اسکندری از آن دسته بازیگران خوش اخلاق و بی حاشیه ای است که با درایت و دلسوزی خود توانسته است کمک فراوانی به اعتلای فرهنگ و هنر بومی ایران کند. او و خواهرش لاله، علاوه بر بازیگری، در سایر رشته های هنری هم فعالیت دارند.

ستاره، بنیادگذار گروه «تار اول» است. گروهی که اعضایش در مرکز خرید میلاد نور کسب و کار کوچکی برای خود دست و پا کرده اند و به طراحی و بافت پارچه مشغولند. با او درباره کسب و کار و درآمدشان به گفت و گو نشستیم که در ادامه می خوانید.

ابتدا از بیزینس اولتان (بازیگری) برایمان بگویید و اینکه چطور شد این حرفه را انتخاب کردید؟

– در مورد بیزینس، من خط فکری دیگری برای خودم قائلم؛ چون برای تجارت و کسب درآمد صرف، بازیگری نمی کنم. از نظر من تجارت در حرفه بازیگری امری است که شخص با استفاده از چهره اش در به دست آوردن سودهای بیشتر به اشکال مختلف تلاش می کندو در این راه مهارت و تخصصی به هم می زند که من البته هیچ وقت دوست نداشتم از این منظر به بازیگری نگاه کنم.

علاوه بر این، تعریف دیگری از تجارت وجود دارد، یه این معنی که این سودآوری هم برای شخص اتفاق بیفتد و هم در چرخه اقتصادی بزرگتر تاثیرگذار باشد؛ مثل تبلیغاتی که از این لحاظ هم بازیگری برای من بعد از هنر صرفا یک شغل محسوب می شود.

شما با تجارت یک بازیگر از طریق چهره مخالفید؟

– مخالف نیستم؛ اما خودم این کار را دوست ندارم. در همه جای دنیا بازیگران سرشناسی هستند که با استفاده از شهرت و محبوبیت شان در امر تبلیغ، کسب و کار خوبی برای خود راه انداخته اند؛ اما من شخصا دوست ندارم برای مردم خط مشی تعیین کنم و به جز شرکت در مسائل خیریه که به آن اعتقاد دارم، در هیچ ستادی فعالیت نمی کنم؛ چون فعلا نمی خواهم مُبَلِغ یک کالا باشم.

فعالیت در کار طراحی و بافت پارچه چطور؟

– در مورد بافت پارتچه هم من بیشتر به انجام کار هنری اش اهمیت می دهم تا تجارت. می دانید که این هنر بیش از ۴ هزار سال قدمت دارد و در دانشگاه ها هم تدریس می شود اما متاسفانه افراد کمی از آن باخبرند.

از طرفی هم به خاطر ماشینی شدن و سختی هایی که این کار دارد، کمتر کسی دست روی طراحی و بافت پارچه می گذارد. در چنین وضعیتی من تصمیم گرفتم گروهی به نام «تار اول» راه اندازی کنم تا با کمک هنرمندانی که در این رشته تخصص دارند، برای جلوگیری از فراموش شدن این هنر، قدمی برداریم.

انگیزه تان از به راه انداختن «تار اول» چه بود؟

– در درجه اول به دلیل خاطره انگیز بودن تار و پود و طرح و نقش. پدر بزرگ من نقاش و طراح و بافنده قالی بود و در این زمینه یکی از بزرگان استان خراسان به شمار می رفت. نخ و پشم و قیچی برای من یادآور دوران کودکی است.

متاسفانه در دنیای شتابزده امروز، صنایع دستی رو به زوال و نابودی است. انگیزه من از دست گذاشتن روی این هنر، علاوه بر احیای آن، ایجاد شغل برای کسانی است که هنر و تخصصشان در این عصر و زمانه دیده نمی شود.

از این لحاظ یک گام به تجارت نزدیکتر است؛ تجارتی که با این اوضاع بازگشت اقتصادی مطلوبی ندارد. «تار اول» با کمک خانم وحدتی که در مرکز تجاری میلاد نور مغازه دارد، کار خودش را آغاز کرد و الان هم خرج خودش را درمی آورد.

حیف نیست زحمتی که برای آن کشیده اید در حد یک مغازه باقی بماند؟ با توجه به اینکه مردم هم برای کار هنری، این روزها بیشتر پول می دهند.

– بله، درست است. متاسفانه بازیگری فرصت زیادی برای رسیدگی به این مساله برای من نمی گذارد. «تار اول» برای گسترده شدن احتیاج به مدیریت جدی دارد، ضمن اینکه مشکل بزرگتر اوضاع نامناسب اقتصادی است. قیمت نخ و پارچه و کلا لوازم صنایع دستی بسیارت بالا رفته است؛ قیمت پارچه هایی که ماشینی هستند و با دست بافته نشده اند، ۴ تا ۵ برابر گرانتر شده است؛ ۲ سال پیش اگر متری ۱۲ هزار تومان می خریدیم، الان ۶۰ هزار تومان شده است و طبیعتا کالاهایی که با این قیمت تولید می شوند، ارزش خیلی زیادی پیدا می کنند. در چنین اوضاع بدی خود من هم نمی توانم از محصولاتمان خرید کنم. ما تلاش کردیم اوضاع را فعلا همانطور که هست، در میلاد نور نگه داریم تا کار از این سخت تر نشود.

با این تفاسیر، نگه داشتن این مغازه فکر می کنید کار درستی باشد؟

– ببینید، اصرار من برای راه اندازی و نگهداری «تار اول» بیشتر به خاطر مردمی است که حاضرندب رای برندهای خارجی پول هنگفت بدهند، در حالی که صنایع و کیفیت محصولات داخلی خودمان را درست نمی شناسند. ما مدل ها و تنوعات رنگی بسیاری در فرهنگ خودمان داریم که مدت هاست گم شده است؛ در حالی که اگر درست به مردم معرفی شضود، می تواند بازار خوبی داشته باشد. من با درآمد از طریق کار هنری موافقم و می گویم هر هنری می تواند یک منبع درآمد خوب برای صاحبش باشد.

با توجه به مشغله ای که در این دو حرفه دارید، چطور به تهیه کنندگی تئاتر روی آوردید؟

– من اولین کار حرفه ای خودم را در تئاتر به نام «دندون طلا» با یک تهیه کننده خصوصی، عبدالله اسکندری آغاز کردم. آن موقع اوضاع متفاوت بود. سال گذشته نمایش «عشق و عالیجناب» حسین پاکدل که در جشنواره تئاتر فجر روی صحنه رفت و بسیار هم مورد استقبال قرار گرفت، برای نمایش عمومی یکباره متوقف شد. در تئاتر این روزها نمی توان خاطری آسوده داشت.

ممکن است چه در هنگام بازبینی، چه روی صحنه، کار متوقف شود؛ صرفا به این دلیل که نمایش حامی خصوصی ندارد. این روزها که قرارداد مثل قدیم نیست و هزینه ها اغلب با فروش گیشه تامین می شود، خود مرکز در بخش خصوصی کردن برخی سالن ها گام برداشته است. من به عنوان بازیگری که سال های طلایی تئاتر را تجربه کرده ام، به عنوان اولین تجربه در نمایش «۳۳ درصدنیل سایمون»، وظیفه خود دانستم در کنار گروهی باشم که به شدت در کارشان حرفه ای هستنداما تحت حمایت مرکز هم قرار نمی گیرند. دوست داشتم تهیه کنندگی این کار را به خاطر اعتقادی که به تئاتر خصوصی داشتم انجام دهم تا من و امثال من یادمان نرود که خانه مان کجاست.
این کار صرفا بحث اعتقاد بود؟ تهیه کنندگی تئاتر می تواند سودآور هم باشد؟

– ما نباید بگذاریم تئاتر از بدنه خالی شود. این خانه احتیاج به ترمیم دارد. هر وقت این مراحل را پشت سر گذاشتیم، می توانیم به بهره وری و سود مالی فکر کنیم. «۳۳ درصد نیل سایمون» یک حرکت شتابزده بود که با فروش خوب جبران شد، اما به سود نرسید.

برای رسیدن به سود و بهره وری چه مسائلی اهمیت دارد؟

– اول از همه باید برنامه ریزی درست و دقیقی داشت. ما به خاطر اجرای قبلی کارمان را با تاخیر شروع کردیم. هنوز ازت افتتاح نمایش نگذشته بود که فوت استادمان، حمید سمندریان همه را آشفته کرده بود.

اوایل اجرا به ماه رمضان و شب های احیا رسید و بعد هم حادثه زلزله آذربایجان مزید بر علت شد که کار آنطور که باید دیده نشد؛ با اینحال ما با فروش بلیت های ۱۵ هزار تومانی توانستیم ۶۰ میلیون تومان از هزینه ها را از طریق گیشه بازگردانیم. این کار اگرچه به سود نرسید، خوشبختانه هزینه های خود را تامین کرد و قراردادها کامل پرداخت شد.

چقدر در کسب و کارتان به کارآفرین بودن فکر می کنید؟

– بخش اصلی دغدغه من از راه اندازی «تار اول» و تهیه کنندگی تئاتر همین بود. خوشحالم که با انجام آن توانستم برای افراد حاذق ایجاد شغل و درآمد کنم.
دخل و خرج هنری

هنر که برای ما نان و آب نمی شود!

بسیار کم شمارند ستاره هایی که به رشته اصلی هنری خود اکتفا کرده باشند و دستی در بیزینس های دیگر نبرده باشند. دنیای شهرت در کنار مشکلات و سختی های شناخته شدن و کمی دور شدناز زندگی عادی امتیازهایی هم دارد؛ برای مثال اگر صاحبنام و مشهور باشید و به ویژه اگر سوپر استار یا هنرمند باشید و بعد تصمیم به شروع تجارت یا کار در هر رشته ای بگیرید، شهرت حتما در پیشبرد بهتر کار و البته رونق گرفتن آن تاثیر چشم گیری دارد و حتی می توان گفت شهرت پله ای است برای موفقیت در هر رشته تجاری؛ از ساخت صنایع دستی تا افتتاح شرکت ساختمانی، پرداختن به کارهای دیگر، بازیگران را از نظر مالی کمی بی نیاز می کند و می تواند به آنها این اطمینان را بدهد که در آینده و پس از پایان عصر طلایی خود پشتوانه مالی و درآمد قابل اتکایی داشته باشند. این امر در تمام دنیا رواج دارد و خیلی از سوپراستارهای هالیوودی و بالیوودی هم در کنار بازیگری به شغل های دیگری هم می پردازند.

در این شماره به کسب و کار تعدادی از بازیگران و هنرمندان ایرانی و شغل دومی که دارند، پرداخته ایم.

۱- محمدرضا گلزار

محمدرضا گلزار، سوپراستاری است که هر خبری در مورد او جنجالی می شود و همه تصویر او را به عنوان مدل روی بیلبوردها دیده اند. این بازیگر تنها به مدل بودن اکتفا نکرده است؛ او کلوپ زیبایی ویژه مردان تاسیس کرده و البته ظاهرا به کار تولید پوشاک هم مشغول است و برندی اختصاصی برای خود دارد. او قبل از اینکه ایران را ترک کند، مربی اسکی بود و سرپرست گروه موسیقی «ریزار» هم هست. او به تازگی یک سالن سولار هم افتتاح کرده است.

۲- بهرام رادان

بهرام رادان، پسر چشم آبی سینمای ایران، بازیگری که روزی شاگرد گمنامیکی از آموزشگاه های بازیگری بود و با پیمان معادی کارشان را با هم آغاز کردند، این روزها موقعیت خود را در سینما اثبات کرده است. او صاحب کافی شاپی به نام «ویونا» هم بود که البته اخیرا امتیازش را واگذار کرد. این کافه دو شعبه در دو خیابان معروف شمال تهران داشت که شعباتی هم در نقاطی از شهرهای شمالی دارد. در این کافه ها رویهیچ میزی جاسیگاری نیست و بزرگ نوشته شده است: «کشیدن سیگار دراین مکان ممنوع است.»

۳- تهمینه میلانی

تهمینه میلانی، کارگردان بنام ایرانی فارغ التحصیل معماری است و در کنار کارگردانی سینما، به کار معماری داخلی مشغول است. دفتر او در یکی از گرانقیمت ترین خیابان های پایتخت، مقابل دفتر یکی از مطرح ترین آرشیتکت های ایرانی قرار دارد. او به همراه همسرش، محمد نیک بین که تهیه کننده است، در این شرکت مشغول به کار هستند.

۴- رضا کیانیان

رضا کیانیان، علاوه بر بازیگری، نویسندگی، عکاسی و مجسمه سازی هم می کند. مجسمه های چوبی و عکس هایش در نمایشگاه های متعددی به نمایش درآمده اند.

۵- مهتاب کرامتی

مهتاب کرامتی، بازیگر و سفیر حسن نیت یونیسف در ایران هم صاحب مزونی در شهرکی در غرب تهران است. او ۱۲ سال است در این مزون به کار تولید انبوه لباس مشغول است و برای یکی از برندهای معروف، لباس طراحی و تولید می کند.

۶- امین تارخ

امین تارخ، بازیگر صاحبنام ایرانی، صاحب آموزشگاه بازیگری است؛ این آموزشگاه با توجه به سروصدایی که میان جوانان علاقه مند به بازیگری به پا کرده، درآمدس رشاری را نصیب تارخ می کند.

۷- رضا عطاران

رضا عطاران، بازیگر و کارگردان طنز مطرح و کاربلد ایرانی، یک آتلیه عکاسی با نام خانوادگی اش در خیابانی در شمال تهران دارد.

۸- نگار جواهریان

نگار جواهریان، بازیگر جوان و سرشار از استعداد این روزهای سینمای ایران، سابقه روزنامه نگاری هم دارد. او مدتی در یکی از مجلات، تحلیل بازیگری می نوشت و نمایشنامه «خیانت» با تجرمه او و تینوش نظم جورانشرنی در قالب مجموعه «دور تا دور دنیا» منتشر کرده است.

۹- پوریا پورسرخ

پوریا پورسرخ، بازیگر سینما و تلویزیون، دکترای فیزیولوژی گیاهی دارد و در کنار بازیگری به کار طراحی فضای سبز و ترجمه مقاله برای مجله های علمی نیز مشغول است.

۱۰- لاله اسکندری

لاله اسکندری که نقاشی دیواری و کاشی کاری وی را در تقاطع بزرگراه شهید همت و ستاری همه دیده ایم، به کارهای هنری و صنایع دستی مشغول است. روزبه اسکندری، برادر لاله اسکندری و مدیرعامل شرکت اجراکننده طرح ها است. نقاشی دیواری لاله اسکندری در دو فاز در بزرگراه شهید همت، تقاطع بزرگراه شهید ستاری قرار دارد.

۱۱- نیوشا ضیغمی

نیوشا ضیغمی، بازیگر سینما هم دارای موسسه زیبایی است. او در این مرکز با همکاری پزشکان به بانوان خدمات زیبایی ارائه می دهد. موسسه او در یکی از گرانترین خیابان های تهران است.


فال حافظ

ارسال نظر




پاسخ دهيد؟